<?xml version='1.0' encoding='utf-8' ?>
	<rss xmlns:dc='https://purl.org/dc/elements/1.1/' xmlns:content='http://purl.org/rss/1.0/modules/content/' xmlns:slash='http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/' xmlns:atom='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' version='2.0'>
	<channel>
	<title>کاریزما و کلام</title>
	<link>https://alimoslehi.blogix.ir</link>
	<atom:link href='https://alimoslehi.blogix.ir/rss' rel='self' type='application/rss+xml' />
	<description>هر چه ما را لقب دهند آنیم</description>
	<language>fa</language>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Fri, 24 Apr 2026 21:07:43 +0330</lastBuildDate><item>
				<title>قدردانی، قدرشناسی و سپاس‌گزاری</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/187</link>
				<description><![CDATA[<p>اشاره: (این پست با توجه به این‌که احتمال می‌دادم با فعال‌شدن گوگل اطلاعات این سیستم قابل جست‌وجو از سوی آن موتور باشد نوشته بودم که بعدا منتشر کنم. اما چون دیدم این سرویس قابلیت ورود به گوگل ندارد، اکنون منتشر و با دوستان عزیر خداحافظی می‌کنم.)</p><p> سال‌ها پیش تلوزیون ایران برنامه نقد فیلمی داشت با اجرای جاوان‌یاد <strong>«اکبر عالمی»</strong> که هم فیلم‌های ویژه‌ای برای نقد انتخاب، و هم مهمانان خاصی را به‌عنوان کارشناس دعوت می‌کرد.</p><p>در یکی از قسمت‌های این برنامه، فیلمی ژاپنی پخش شد که کل لوکیشن فیلم و فضاها محدود به یک چادر ایلی بود. فیلم با انتخاب زمینی برای استقرار چادر آغاز، و با فرایند گشودن و استقرار چادر، اتاق‌بندی برای اعضای خانواده، ایجاد مکان‌هایی در اطراف چادر برای آغل گوسفندان و مال‌های خانواده و نحوه استقرار و زندگی آغاز می‌شد. و با برچیده‌شدن همان چادر در پایان فصل و کوچ‌کردن به منطقه دیگری پایان می‌یافت.</p><p>مهمان یا کارشناس آن برنامه<strong> «ابوالفضل جلیلی»</strong> سینماگر گم‌نام اما بسیار حرفه‌ای و اندیش‌مند سینمای ایران بود. سکانس پایانی فیلم تصویری بود که چادر جمع‌، و با همه وسایل دیگر خانواده بار مال‌ها شده و آماده حرکت است. پیش از حرکت، پدر خانواده روی همان زمین که مرکز استقرار چادر بود و الان خالی شده می‌نشیند و با حرکاتی نیایشی از زمین برای میزبانی سه یا چند ماهه آن‌ها سپاس‌گزاری می‌کند.</p><p>جلیلی در توضیح این سکانس خاطره‌ای از زندگی شخصی‌اش تعریف کرد که یک خودرو جیپ داشته که سال‌ها برای یافتن لوکیش فیلم‌ها و جابه‌جایی‌ها تنها «اسب‌سواری‌»‌اش بوده و بعد از مدتی دیگر به‌کارش نیامده و می‌برد در بازار خودروفروشان بفروشد.</p><p>جلیلی می‌گفت پس از آن‌که مشتری پیدا شد و به توافق رسیدیم و پول را گرفتم، از صاحب جدید جیپ خواستم اجازه بدهد من با «جیپ» خداحافظی و به‌خاطر خدماتی که طی این سال‌ها به من داده سپاس‌گزاری کنم.</p><p>دست‌رسی به اینترنت جهانی و طبیعتا وبلاگ‌های بلاگر هم به مرور فراهم می‌شود و ما کاربرانی که به‌کار با آن سرویس‌ها عادت داریم و خواهی‌نخواهی امکانات آن سرویس‌ها بسیار به‌تر از سرویس‌های بومی است، ناچار از کوچ به سرویس‌های جهانی هستیم.</p><p>من وظیفه خود می‌دانم در این سکانس پایانی از مدیریت محترم و برنامه‌نویسان سرویس «بلاگ‌ایکس» که در این مدت محرومیت ما از سرویس‌های جهانی به به‌ترین شکل از ما میزبانی کرده و به ما به‌رایگان خدمات مطلوب و مطبوعی ارائه دادند سپاس‌گزاری کنم.</p><p>بدون شک محرومیت‌هایی که زمام‌داران کشور ما بر مجامع علمی تحمیل و آن‌ها را از تعامل با مجامع به‌روز فناوری و آکادمیک دنیا محروم کرده‌اند، در همه عرصه‌ها کشور را عقب نگه‌داشته و این عقب‌ماندگی ناخواسته شامل برنامه‌نویسان ایرانی هم شده‌است.</p><p>با امید به این‌که به مرور این محرومیت و محدودیت‌ها هم برداشته و سرویس‌های بومی از جمله بلاگ‌ایکس هم به قدرت بلاگر یا حتی به‌تر از آن دست‌یابند، تا دیداری دیگر دوستان عزیز این سرویس را به آن‌چه نگه‌بان خود می‌دانند می‌سپارم. خوشحال می‌شوم بنده را مشمول مرحمت و نگاه مهربانانه خود نموده و روی بلاگر هم به این آدرس به بنده سر بزنید. قدمِ چشم‌های شما روی چشم من!</p><p><a href="https://alimoslehi.blogspot.com/" rel="nofollow"><strong>https://alimoslehi.blogspot.com/</strong></a></p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 21:07:43 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/187/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/187</guid>
				<slash:comments>34</slash:comments>
			<category>شبکه بومی</category><category>بلاگر</category><category>سپاس‌گزاری</category><category>ابوالفضل جلیلی</category><category>اکبر عالمی</category></item><item>
				<title>نفت از ۱۰۰ $ گران‌تر شد</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/185</link>
				<description><![CDATA[<p>قیمت نفت در معاملات روز جمعه بازار جهانی افزایش یافت و از مرز ۱۰۰ $ ‌در هر بشکه بالاتر رفت.</p><p>نفت برنت در معاملات روز جمعه با ۰.۶۳ درصد افزایش، به ۱۰۵ دلار و ۷۳ سنت در هر بشک، و معاملات آتی نفت وست‌تگزاس‌اینترمدیت آمریکا با ۰.۳۲ درصد افزایش، به ۹۶ دلار و ۱۷ سنت در هر بشکه رسید.</p><p>بانک کامنولث استرالیا در یادداشتی که روز جمعه منتشر شد، نوشت: هرچه تنگه هرمز مدت بش‌تری بسته بماند، هزینه‌های اقتصادی بیش‌تر می‌شود. تا پیش از جنگ در منطقه، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از طریق این آبراه جابه‌جا می‌شد.</p><p>شبکه NBC از قول فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، روز پنجشنبه گزارش داد: «ما با بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی در تاریخ روبه‌رو هستیم. تا به امروز، ما ۱۳ میلیون بشکه در روز نفت از دست داده‌ایم و اختلالات عمده‌ای در کالاهای حیاتی وجود دارد.»</p><p>بیرول پیش از این هشدار داده بود که جنگ و بسته‌شدن مداوم تنگه هرمز به بزرگ‌ترین بحران انرژی که تاکنون با آن مواجه بوده‌ایم، منجر خواهد شد و از دولت‌ها خواسته بود تا با منابع انرژی جای‌گزین، تاب‌آوری خود را تقویت کنند.<br><br>ادعاهای رئیس آژانس بین‌المللی انرژی کمی با واقعیت هم‌خوان نیست. در ۱۹۷۳ تمام کشورهای صادرکنند نفت حوزه خلیج فارس صادرات نفت خود به آمریکا را تحریم کردند به‌نحوی که قیمت نفت ناگهان به ۵ برابر افزایش یافت. تنها ایران در آن زمان انرژی مورد نیاز دنیا را تأمین کرد. آن زمان غیر از انرژی‌های فسیلی انرژی‌های دیگری در حد ۱٪ هم وجود نداشت. اکنون حدود نیمی از انرژی دنیا را به موازات انرژی‌های فسیلی، پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی، نسل نوین نیروگاه‌های هسته‌ای و سوخت هیدروژنی تشکیل می‌دهند. <br><br>با این وصف این بحران بعید است «بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی تاریخ» باشد و به‌نظر می‌رسد به انتظار نتایج روانی بر بازار عرضه و تقاضا و مدیریت بحرانی موقتی اتخاذ شده باشد.   <br>مرتبط:<br><a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/164/%D9%86%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DB%B1%DB%B0%DB%B0-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1">نفت کماکان زیر ۱۰۰ دلار</a></p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 10:33:12 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/185/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/185</guid>
				<slash:comments>1</slash:comments>
			<category>جنگ خلیج فارس</category><category>نفت</category><category>تنگه هرمز</category><category>بازار انرژی</category></item><item>
				<title>تمدید سه هفته‌ای آتش‌بس اسرائیل‌ـ‌لبنان</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/184</link>
				<description><![CDATA[<p>شبکه المنار امروز جمعه ۴ اردیبهشت (۲۴ آوریل) خبرداد رئیس‌جمهور آمریکا در نخستین ساعات امروز اعلام کرد که توافق آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان به مدت سه هفته تمدید شده است. <br><br> این تصمیم پس از نشست سفرای اسرائیل و لبنان در واشنگتن با حضور ترامپ، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و جی‌دی‌ونس، معاون رئیس‌جمهور این کشور اتخاذ شد.</p><p>رئیس جمهور آمریکا همچنین خواستار سفر جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن طی این فرصت سه‌ هفته‌ای شد.<br><br>جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان یکم اردیبهشت‌ماه در<a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/165/%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C"> اظهارنظری صلح‌طلبانه </a>تاکید کرده‌بود: «مذاکرات پیش‌رو (دور دوم لبنان و اسرائیل) از هر مذاکره دیگری جدا است. زیرا لبنان با دو گزینه روبه‌رو است: یا ادامه جنگ با پیامدهای انسانی، اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی آن، یا مذاکره برای پایان‌دادن به این جنگ و دست‌یابی به ثبات پایدار.» </p><p>وی تأکید کرده بود که «من مذاکره را انتخاب کرده‌ام و امیدوارم که بتوانیم لبنان را نجات دهیم.» </p><p>آتش‌بس ۱۰ روزه قبلی در لبنان که در پی <a href="https://www.isna.ir/news/1405012814724/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3-%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86" rel="nofollow">مذاکرات مستقیم سفیران لبنان و اسرائیل</a> به میزبانی وزارت خارجه آمریکا انجام شده بود، از ۲۸ فروردین<a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/129/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%AA%D9%86"> مورد موافقیت طرفین قرار گرفته</a> و به‌طور رسمی اجرایی شده‌بود.</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 10:04:16 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/184/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/184</guid>
				<slash:comments>1</slash:comments>
			<category>ترامپ</category><category>اسرائیل</category><category>آتش‌بس</category><category>لبنان</category></item><item>
				<title>رایتل می‌تواند اپراتور مردم شود</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/183</link>
				<description><![CDATA[<p>بعد از آن‌که همراه اول ۱۰ هزار تومان از موجودی من کم کرد و عیدانه ۲۰۰ دقیقه مکالمه برای یک‌روز را برای من فعال کرد که <a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/156/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF">دود از کله‌ام بلند شد</a>، امروز رایتل به من پیشنهاد فعال‌کردن بسته مکالمه ۱۲۰ دقیقه‌ای برای یک‌ماه با ۶ هزار تومان آن‌هم نه فقط درون شبکه که با همه خطوط را اعلام کرد. من فورا فعال کردم.</p><p>خوشبختانه شماره رایتل من با شماره همراه‌اول‌ام دقیقا یکی است. فقط ابتدای همراه اول ۹۱۰ و ابتدای رایتل ۹۲۱ است و تقریبا دوستان‌ام ۴ رقم آخر شماره مرا می‌شناسند و جواب می‌دهند.</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:293/243;" src="https://up.20script.ir/file/ca27-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%84.png" width="293" height="243"></figure><p>خیلی دلم می‌خواست به‌طریقی به<strong> مدیران رایتل</strong> دست‌رسی داشتم و به آن‌ها مشاوره می‌دادم که شما این امکان را دارید که در همین فضای بسته و غیررقابتی داخلی هم تبدیل به یک <strong>اپراتور «مردمی»</strong> و دوست‌داشتنی، و به‌مرور ابرشبکه شوید که «ایرانسل» و «همراه اول» حسرت محبوبیت شما را بخورند.</p><p>مدیر شرکت <strong>خودکار بیک</strong>، راز موفقیت خود را در <strong>«فروش زیاد» </strong>و<strong> «سود کم»</strong> تعریف کرده‌بود. می‌گفت: سود کمی از فروش بالا نصیب‌مان می‌شد، اما مشتری هر سری اضافه‌تر می‌شد، و در مجموع سود ما از شرکت‌هایی که<strong> «سود بیش‌تر»</strong> اما <strong>«فروش کم‌تری» </strong>داشتند بیش‌تر هم می‌شد و همین به ماندگاری <strong>برند بیک</strong> انجامید که بعد از خودکار سراغ «عطر» رفت.</p><p>عطرهای با کیفیت و خوش‌بو و فاخر را در<strong> بسته‌بندی‌های کوچک</strong> که در جیب بالای کت هم جا می‌شد، در انواع بو و برای انواع شامه و سلیقه‌ها تولید می‌کرد. مشتریان هم که می‌دیدند قیمت کالا مناسب پول جیب، و حجم کالا هم مناسب گنجایش جیب‌شان است، بیش‌تر استقبال می‌کردند و باز هم <strong>سیکل مثبت سود کم‌تر فروش بیش‌تر</strong> به سوددهی فراوان و اعتبار برند آن‌ها کمک می‌کرد.</p><p><strong>رایتل</strong> می‌تواند از برند بیک کمک بگیرد. به‌جای تبلیغ احسان حاج‌صفی و حیاتی و هرمز شجاعی‌مهر و علی کریمی و پژمان جمشیدی (که هر برندی که این‌ها تبلیغ می‌کنند را باید بایکوت کرد) از مشارکت با بیک سود بدهد و بگیرد.</p><p>برند «رایتل» هم خوش‌بیان است. رنگی هم که برای برندشان انتخاب کرده‌اند، رنگ میان قرمز هیجانی و آبی آرام است. فقط کافی است مدیران رایتل اراده کافی داشته باشند. ارتباطات و اینترنت مردمی ایران این امکان را دارد که به «رایتل» افتخار کند. کاش رایتل هم به این مشتریان با سود کم و فروش زیاد و باکیفیت‌تر بها می‌داد و افتخار می‌کرد. <br><br>اگر هم اپلی‌کیشن رایتل را از بازار و اپ‌‌استورهای بومی حذف کنند من قول می‌دهم اپ‌شان را هم روی گوشی‌ام نصب کنم. 😇 </p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 21:46:50 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/183/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/183</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>اینترنت</category><category>رایتل</category><category>خودکار بیک</category><category>برندینگ</category><category>مشتری‌مداری</category></item><item>
				<title>«سِفر آفرینش» چگونه چاپ و تکثیر شد</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/182</link>
				<description><![CDATA[<p><strong>ریچارد داوکینز</strong> زیست‌شناسِ شهیرِ معاصر کتابی دارد با عنوان<strong> «ژن خودخواه»</strong> دربارهٔ فرگشت (تکامل)  که در سال ۱۹۷۶ آن‌را نوشته‌است. در مقدمه کتاب خودش می‌گوید که من بعد از این کتاب ۷ کتاب دیگر نوشتم، ولی همیشه مرا به این کتاب می‌شناسند. <br><br>به موضوع کتاب کاری ندارم. در مقدمه ـ ویراست ۴۴ کتاب که من در زندان فرصت مطالعه آن‌را پیدا کردم ـ نکته قابل‌تأملی در مورد «استنساخ» یا نسخه‌برداری و تکثیر کتب مقدس و به‌طور مشخص <strong>بایبل</strong> (مجموعه ۵ تورات پیدایش یا آفرینش، خروج، لاویان، اعداد، تثنیه) و ۴ انجیل ( مَتّی،  مَرْقُس، لُوقا و یُوحَنّا) و چند کتاب دیگر مربوط به دیگر انبیاء بنی‌اسرائیل مثل زبور داوود و ... که فکر کنم ۶۴ کتاب و روی هم <strong>عهدین عتیق و جدید</strong> را تشکیل می‌دهد) دارد.</p><p>داوکینز می‌نویسد که امروز ما ماشین تحریر و کامپیوتر و ماشین چاپ و نمونه‌خوان و ویراستار و خلاصه چندین مجموعه انسانی و مکانیکی برای چاپ<strong> «کم‌غلط»</strong> کتاب داریم که همه دست‌به‌دست هم می‌دهند تا یک کتاب پیش از چاپ ـ تا آن‌جا که مقدور است ـ غلط‌های املایی، انشایی، تایپی، دستورزبانی و ... آن کاهش پیدا کرده و بعد چاپ شود.</p><p>کتاب که چاپ‌ شد، بلافاصله در دست‌کم هزار نسخه چاپ و عموما علاقه‌مندان به موضوع کتاب ـ که دست‌کم مختصری آگاهی نسبت به محتوای آن دارند ـ کتاب را خریده، خوانده و اگر اشتباهی با همه احتیاط و وسواس‌ها از زیر چشم تیزبین و نگاه حرفه‌ای مولفین در رفته باشد، آن‌را یادآوری و کامنت می‌کنند تا در چاپ‌های بعدی اصلاح شود.</p><p>بعد خودش تأکید می‌کند که درباره همین کتاب که در دست شماست، چندین بار کل کتاب که از سوی خود ایشان نوشته شده به هم‌کاران داده‌شده تا پیش از چاپ آن‌را خوانده و درباره آن اظهارنظر کنند. به هم‌سرش داده که بخواند و اگر ایرادی دید یادآوری کند. بعد ویراستار کل کتاب را بعد از اصلاحات هم‌کاران و هم‌سرش ویرایش کرده و غلط‌گیرِ متخصص چاپ‌خانه هم بعد از همه این ریزبینی و تیزبینی‌ها، آن‌را با دقتی خاص دوباره‌خوانی و درواقع چندین‌باره‌خوانی کرده و در نهایت نتیجه می‌گیرد که با همه این‌ها باز هم احتمال دارد تک و توکی «غلط» یا «اشتباه» از دست همه آن‌ها دررفته و در چاپ نهایی راه‌یافته باشد.<br>▪️<br>من که خیلی به ویرایش حساسیت دارم، انصافا ویراستار کتاب را تحسین کردم. آن‌هم ویراست ۴۴ یعنی بعد از چند میلیون چاپ و تجدیدنظر و هک و اصلاح.</p><p>بعد از بسط این مقدمه می‌پرسد: فرض بگیریم کتاب مقدس از سوی خدا، به دست فرشته‌ای از سمت خدا به پیامبری منصوبِ خدا نازل شده و در این پروسه هیچ‌ خطایی راه نیافته باشد. اما از این به بعد چه؟ یا به‌قول اهل حوزه «ثم ماذا»؟ و هذا اول‌الکلام!<br><br>این پرسش مهمی است. پرسش بسیار مهمی است. می‌پرسد و از مومنان اقرار می‌گیرد که مطابق کتاب مقدس، شما که معتقد نیستید کسی غیر از پیامبر <strong>معصوم و مصؤن </strong>از خطاست؟ خوب تکلیف خطاهایی که نفر اول که از روی کتاب مقدسِ مفروضِ بدونِ غلط نسخه‌برداری کرده و اصلاح و ویرایش و نمونه‌خوانی و تایپ و تحریر و ویراستار و نهایتا چاپی در کار نبوده، و نفرات بعدی به همین ترتیب و با همین میزان از خطا از روی نسخهٔ نسخه‌برداری‌شده، و بعدی‌ها از روی نسخه‌های بعدی نسخه‌برداری کرده و اگر مطابق <strong>اثر پروانه‌ای</strong> که می‌گوید: «اگر یک پروانه در برزیل بال بزند، در تگزاس طوفان به‌پا می‌شود» همین‌طور یک غلط ۴۰ کلاغ، و بعد طوفان کلاغ و <strong>«کوه»</strong> غلط‌ها از <strong>«کاه»</strong> اشتباهِ نخستین به‌جای <strong>کتاب مقدس </strong>به دست شما رسیده باشد تکلیف چیست؟</p><p>پرسشی اساسی که در مورد همه کتب پیش از اختراع <strong>«ماشین چاپ»</strong> حتی شفای بوعلی و «التفهیم» ابوریحان و ... هم قابل طرح است.</p><p>خودش در ادامه پاسخ می‌دهد که ادعای من و امثل من، با محک <strong>«عقل»</strong> و ترازوی <strong>«لابراتوار»</strong> قابل راست‌آزمایی، صحت‌سنجی و ابطال است. و من از ابطال نظر و کتاب و کتاب‌های‌ام استقبال می‌کنم. اما شما برای اثبات <strong>حقانیت</strong> ادعای‌تان دست‌کم در این پرسش مشخص چه استدالال محکمه یا «عقل‌پسندی» دارید؟</p><p>من هنوز پاسخی از مخالفان او به این پرسش نشنیده‌ام.  </p>]]></description>
				<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 18:45:11 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/182/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/182</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>ریچارد داوکینز</category><category>اثر پروانه‌ای</category><category>معصومیت</category><category>کتاب مقدس</category><category>بایبل</category></item><item>
				<title>در آستانهٔ خاموشی</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/181</link>
				<description><![CDATA[<p> گاهی زیرِ پوست شهر، آشفتگی‌ها شکل دیگری به‌خود می‌گیرند. در حاشیۀ شهر، جایی میان غبارِ کوچه‌های خاموش، صدایی شنیده می‌شود؛ صدایی که نه می‌خواهد فریاد بزند، و نه می‌خواهد جهان را ترک کند. بلکه صدای کسی [است] که می‌خواهد دیده شود. صدای کسی که می‌خواهد زندگی را فریاد بزند.</p><p>اما گاهی این صدا شبیه ترق‌‌ترق شکستن شاخه‌ای نازک زیر بار سنگین است؛ شاخه نمی‌خواهد بیفتد، فقط دیگر نمی‌داند تا کجا می‌تواند تاب بیاورد.</p><p>این صدا،<strong> صدای یک زن</strong> است! و شاید این <strong>«زن»</strong> می‌تواند هر کس باشد. زنی که سال‌ها زیر بار توقعات، نقش‌های اجباری، سکوت‌های تحمیل‌شده، و جنگ‌های نابرابر، خم شده است. جامعه گاهی از او انتظار دارد، هم آتش را روشن نگه دارد، هم دود را پنهان کند.</p><p>در این میان، روان او هم‌چون اتاقی تاریک می‌شود. اتاقی که اگر کسی چراغی در آن روشن نکند، سایه‌ها کم‌کم شروع به حرف‌زدن می‌کنند. همان سایه‌هایی که سمبل  فرسودگی، افسردگی و احساس بی‌ارزشی می‌شوند.</p><p>نه دشمن‌اند و نه نشانهٔ ضعف؛ تنها پیام‌آورانی‌اند که معتقدند «چیزی در این انسان، نیازمند ترمیم … و نیازمند شنیدن است». و سرخورده از دیده‌نشدن و شنیده‌نشدن، به سکوت پناه می‌برد.</p><p>این میل به خاموشی، بیش از آن‌که خواستِ نبودن باشد، اعتراضی است به نوعی بودن. نوعی بودن که در آن زن احساس می‌کند وجودش تنها در صورتی پذیرفته می‌شود، که خودش را کوچک، بی‌صدا، فرمان‌بردار یا <strong>فداکار</strong> نشان دهد.</p><p>فلسفه اما به ما یاد می‌دهد که معنای این سکوت، همیشه مرگ نیست؛ گاهی <strong>«نه گفتن به وضع موجود» </strong>است. گاهی تلاش برای بازتعریف خویشتن.</p><p>رنج این زن، رنج فردی نیست. زنجیری‌ست که حلقه‌های‌اش به ساختارهای نابرابر، به تاریخ، به نگاه‌ها، به کلیشه‌ها و گاه به قوانین گره خورده است.</p><p>جامعه وقتی صدای او را نمی‌شنود، یا نمی‌خواهد بشنود، او را به گوشه‌ای می‌راند که نور کمی در آن می‌تابد.</p><p>اما حقیقت این است وقتی زنی در خود فرو می‌رود، این شکستِ او نیست؛ شکست جامعه‌ای است که سایه را بر نور ترجیح داده.</p><p>زنانی که تا مرز خاموشی می‌روند، نه می‌خواهند محو شوند، و نه دنبال پایان‌اند. آن‌ها تنها می‌خواهند سنگینی جهان را زمین بگذارند. می‌خواهند کسی بیاید، دست بر شانه‌شان بگذارد و بگوید: «تو حق داری دوباره آغاز شوی.»</p><p>در زیر پوست شهر، جایی میان<strong> سیمان و سایه،</strong> زنانی زندگی می‌کنند که گاهی به نقطه‌ای می‌رسند که دل‌ِشان می‌خواهد جهان برای لحظه‌ای از حرکت بایستد. نه برای پایان‌دادن به خود، بلکه برای پایان‌دادن به زخم‌هایی که هر روز در سکوت انباشته می‌شود.</p><p>جامعه، این زنان را همچون ظرف‌هایی می‌بیند که باید همیشه لبریز از مهر، صبر، فداکاری و تحمل باشند. اما کم‌تر کسی می‌پرسد: این ظرف‌ها از کجا پر می‌شوند؟ و وقتی ترک برمی‌دارند، چه کسی مسئول ترمیم آن‌هاست؟  </p><p>در جامعهٔ بستهٔ ایرانی، هر زن شبیه خانه‌ای‌ست با پنجره‌های بسته‌ای که سال‌ها قوانین، سنت‌ها، نقش‌های جنسیتی و ساختارهای نابرابر، نخ‌هایی دور وجود او تنیده‌اند.</p><p>زن، عروسک نیست، اما طناب‌های نامرئیِ مسئولیت، شرم، سکوت و قضاوت، گاهی او را مثل عروسکِی بی‌حرکت و بی‌جان نشان می‌دهد؛ بلکه برعکس، او در حالی‌که در عمق وجودش در نبردی از صداهای خاموش جریان دارد.</p><p>زنی که تا مرز خاموشی می‌رود، در حقیقت گرفتار چند جدال است. جدال با جامعه‌ای که از او «بی‌خطا»بودن می‌خواهد. جدال با خانواده‌ای که «تحمل» را <strong>فضیلت</strong> می‌داند. جدال با خودی که سال‌ها شنیده «تو مهم نیستی» و جدال با جهانی که به جای شنیدن،<strong> قضاوت</strong> می‌کند.</p><p>او شبیه چراغی‌ست که سال‌ها برای دیگران سوخته و سال‌ها نادیده گرفته‌شده، و حالا این نور چراغ، سوسوی همیشه را ندارد.</p><p>اما کم‌تر کسی فکر می‌کند که لرزش نور، فریاد کمک یک چراغ است. زنانی که در آستانۀ خاموشی می‌ایستند نه شکست‌خورده‌اند و نه ضعیف. آن‌ها تنها سند زندهٔ جامعه‌ای هستند که بیش‌تر از زندگی فرد، از سکوت او بهره می‌برد.</p><p>و شاید همین است راز استعاره: زنانی که تا مرز خاموشی می‌روند، در حقیقت دارند می‌گویند: «روشن نگه داشتن دنیا وظیفۀ من نیست؛ من هم حق دارم دیده شوم، شنیده شوم، و کسی باشد که لامپ‌ام را قبل از سوختن عوض کند.»</p><p>این متن نگاهی‌ست به زنان با طعم گس خشونت و تنهایی که متاسفانه گاهی بوی خودکشی می‌دهد. <br><br> از بلاگ<a href="https://harfeabvaayeneha.blogix.ir/post/14/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C#comment"> «قصه آدم‌ها، قصهٔ باورهاست»</a> مریم راد.</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 19:38:08 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/181/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/181</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>زن</category><category>مریم راد</category><category>خودکشی</category><category>توقع</category></item><item>
				<title>بار هزار‌ویکم: این بار فرق می‌کند</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/180</link>
				<description><![CDATA[<p>جوانی برای تماشای فیلم مورد علاقه‌اش سینما رفته بود. حین تماشای فیلم، مرد میان‌سالی که کنار او نشسته بود، رو به او کرد و گفت: به‌نظر تو آرتیست فیلم با اسب‌اش از روی این درّه می‌پره یا نه؟</p><p>جوان گفت: نمی‌پره!</p><p>مرد میان‌سال گفت: سر ۱۰۰ هزار تومان شرط می‌بندم که می‌پره.</p><p>جوان قبول کرد و اسب از راه رسید و نپرید.</p><p>فیلم که تمام شد مرد میان‌سال ۱۰۰ هزار تومان به جوان داد. </p><p>جوان خندید و پول را نگرفت. و به مرد گفت: پول را در جیبت بگذار، من قبلا این فیلم را دیده‌بودم. </p><p>مرد با عصبانیت گفت: من خودم ۴ بار این فیلم رو دیده‌بودم، ولی گفتم این‌بار دیگه حتما می‌پره.</p><p>▪️</p><p>این لطیفه تلخ و شیرین، حکایت نزدیک به نیم قرن سال سادگی ما مردم ایران است که فکر می‌کنند بالاخره این بار دیگر این اسب خواهد پرید و مشکلات خل خواهد شد.</p><p>و باز بلیط سانس بعد را با آرزوی پریدن در سانس بعدی می‌خریم یا در واقع رأی خود را به صندوق می‌اندازیم.</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 15:06:59 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/180/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/180</guid>
				<slash:comments>6</slash:comments>
			<category>توهم</category><category>رؤیا</category><category>آرزواندیشی</category></item><item>
				<title>قطعی اینترنت ما را به عصر حجر برمی‌گرداند</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/179</link>
				<description><![CDATA[<p>اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان جدید است. از آموزش و پژوهش گرفته تا کسب‌وکار، خدمات درمانی و ارتباطات اجتماعی، و بیش از ۹۰٪ فعالیت‌های روزمره به اینترنت وابسته است.</p><p>در اغلب کشورهای جهان ـ توسه‌یافته یا در حال توسعه و حتی برخی عقب‌مانده‌ها ـ دست‌رسی پایدار و باکیفیت به اینترنت زیرساختی حیاتی و نقشی تعیین‌کننده در توسعه و بهبود کیفیت زندگی ایفا می‌کند.  </p><p>وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی که متولی اصلی اینترنت است، تاکید می‌کند دست‌رسی پایدار و با کیفیت به <a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/130/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AD%D9%82-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">اینترنت، <strong>نه یک امتیاز، بلکه یک «حق عمومی»</strong></a>، و اختلال در اینترنت یک اختلال سیستماتیک در کارکرد بخش‌های مختلف جامعه است.  </p><p>به گفته وزیر حدود ۱۰ میلیون عمدتاً از طبقات متوسط و پایین جامعه به‌طور مستقیم درگیر فعالیت‌هایی هستند که نیازمند ارتباطات پایدار دیجیتال است. تداوم ناپایداری اینترنت، به‌معنای تهدید مستقیم اشتغال این جمعیت گسترده است؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی به‌همراه داشته باشد.  </p><p>در شرایطی که کشور با فشارهای بیرونی مواجه است، حفظ ارتباطات پایدار، نقش کلیدی در هماهنگی دستگاه‌ها و تداوم خدمت‌رسانی به مردم دارد و این مسیر به‌گفته مسئولان باید با قوت دنبال شود.</p><p>معاون اول رئیس‌جمهوری در دیدار با وزیر ارتباطات، با تأکید بر اولویت تداوم خدمات حیاتی مدعی شده: ارائه خدمات بدون اختلال باید در صدر برنامه‌های دستگاه‌های مسئول قرار گیرد.</p><p><strong>محمدرضا عارف</strong> هم بر این باور است <strong>اینترنت باید به‌عنوان یک «حق» برای همه شهروندان به‌رسمیت شناخته</strong>، و سیاست‌گذاری‌ها مبتنی بر<a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/75/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7"> <strong>«عدالت دیجیتال»</strong></a> باشد.</p><p>با تمام ین اظهارنظرها و ادعاها، نه جنگی در کار است، نه صلحی و نه اینترنت و آموزش و توسعه و آرامشی. و این وقفه که معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد، پس‌رفت‌های متمادی در توسعه و ساختار‌های بنیادین زیستی، رفاهی، آموزشی، امنیتی و علمی و فناوری کشور ایجاد خواهد کرد که جبران هر یک روز آن دست‌کم یک هفته، هر هفته آن دست‌کم یک ماه و هر ماه آن دست‌کم یک‌سال زمان نیاز خواهد داشت.<a href="https://alimoslehi.blogix.ir/post/173/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA"> این خسارت‌ها</a> بدون در نظر گرفتن خسارت‌های غیرمستقیم و غیرقابل پیشی‌بینی است که بعدها رونمایی خواهد شد. </p><p>من با وجود این‌که دل‌خوشی از «آذری‌جهرمی» وزیر جوان ارتباطات دولت پیشین ندارم، اما شهامت ایشان برای ایستادگی در برابر درخواست محدودیت در اینترنت که از سوی مصادری بی‌ربط صادر می‌شد را می‌ستایم.</p><p>این ادعاهای آقای عارف رئیس کابینه، و وزیر ارتباطات که تاکید می‌کنند «اینترنت یک عق عمومی» است، اما در قبال نقض این حق عمومی تایید پشت‌پرده و تکذیب روی صحنه دارند، مصداق عینی نفاق است که مطابق اغلب روایات دینی از کفر که بزرگ‌ترین گناهان است هم بدتر است. <br> </p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 16:37:03 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/179/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/179</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			<category>اینترنت</category><category>توسعه</category><category>فناوری</category><category>عدالت دیجیتال</category><category>خاموشی دیجیتال</category></item><item>
				<title>گذار</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/178</link>
				<description><![CDATA[<p>و شایسته است هول‌ناکی این ساعات را احترام کنیم. ساعاتِ گذرِ وجودِ انسان، از ساحلی به ساحلی دیگر ...<br>©️محمود درویش</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 20:44:30 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/178/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/178</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>توییت</category><category>محمود درویش</category><category>وضع موجود</category><category>وضع مطلوب</category><category>سپاس‌گزاری</category></item><item>
				<title>گاهی به آسمان نگاه کنیم</title>
				<link>https://alimoslehi.blogix.ir/post/177</link>
				<description><![CDATA[<p>اگر همیشه چشم به آسمان میدوختیم، در نهایت بال درمی‌آوردیم. <br>©️ گوستاو فلوبر</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 10:24:20 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://alimoslehi.blogix.ir/post/177/comment</comments>
				<dc:creator>ع.م</dc:creator>
				<guid>https://alimoslehi.blogix.ir/post/177</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>توییت</category><category>گوستاو فلوبر</category><category>آسمان</category><category>پریدن</category></item></channel>
	</rss>