از شواهد چنین برمی‌آید که «محمدباقر قالیباف» جوان‌ترین نظامی ارشد میدان‌دیده از دوران جنگ ایران و عراق، که سمت‌های اجرایی در سطوح بالا (فرماندهی نیروی هوایی سپاه و فراجا در حوزه نظامی، شهرداری تهران و ریاست مجلس در حوزه اجرایی) داشته، مدیریت تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد را به‌عهده خواهد داشت.

اگر این خبر درست باشد، نشان می‌دهد خبر پیشین که به‌ درخواست پاکستان نام او از فهرست ترور آمریکا حذف شده هم درست بوده‌، و اکنون طرف مقابل با کسی مذاکره می‌کند که منت «جان» را بر سرش دارد.

به عبارت دیگر سایه داموکلسی بر سر قالیباف سنگینی می‌کند که انتخاب او عملا انتخاب بین «مرگ» و «زندگی» خواهد بود. به نظر من اگر «زندگی» را انتخاب کند، نه فقط برای «خودش»، که برای منطقه خاورمیانه و جهان انتخاب کرده و نام او به نیکی در کنار نام بزرگانی چون قائم‌مقام فراهانی در تاریخ ثبت خواهد شد.

 سخنان دیروز او که با وجود نقض سه بند از پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران دیگر «مذاکره معنی ندارد» هم در چهارچوب تهیه یک کارت برای میز مذاکره قابل صورت‌بندی و تحلیل است.

ترامپ پیش از آن‌که ایران را تهدید به بازگشت به عصر حجر کند، «ناتو» را تهدید به بازگشت به دوران پیشا جنگ جهانی دوم و خروج از پیمان آتلانتیک شمالی کرده بود. در پاسخ دبیرکل ناتو اعلام کرده‌بود به‌زودی عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود و چهارشنبه (روز پایان ضرب‌العجل ترامپ و توییت درخواست شهباز شریف برای تمدید دو هفته‌ای این ضرب‌العجل) با ترامپ، پیت هگست و مارکو روبیو دیدار خواهد کرد.

خبر این دیدار فوق‌العاده حساس با برجسته‌شدن خبر پذیرش آتش‌بس از سوی ایران (چون عراقچی رسما و بارها اعلام کرده بود آتش‌بس نمی‌پذیریم) به حاشیه رفت و افکار عمومی فراموش کرد که ترامپ یک دیدار حساس با «مارک روته» در پیش دارد و برای این دیدار به آرامش و خاطرجمعی نیاز دارد و ضمنا کارت‌های برنده‌ای هم برا‌ی آن دیدار نیاز دارد.

مقدمات آرامشِ ترامپ را شهباز شریف با آن توییت فراهم کرد. مدیرکل ناتو فردای توییت نخست‌‌وزیر پاکستان به کاخ سفید رسید. ترامپ در کمال آرامش با او مذاکره کرد و کارت پذیرش آتش‌بس از سوی ایران، و تیغ بران اسرائیل در لبنان را برای «روته» رو کرد و مدیرکل ناتو هم قبول کرد که حاضر به همکاری ناتو با آمریکا در خلیج فارس است. اما خبری  از کل این دیدار و توافقات آن مخابره نشد، یا شد و در حاشیه خبر آتش‌بس و چک‌وچانه‌ و کری و رجزهای پیش از آن به حاشیه رفت.

امروز اما رسانه‌ها بدون آن‌که اشاره به آن دیدار و توافقات احتمالی پشت‌پرده داشته باشند، از عدول ۱۸۰ درجه‌ای بریتانیا، آلمان و فرانسه و ... از مواضع پیشین که «جنگ خلیج فارس را جنگ آمریکا می‌دانستند» و اعلام آمادگی ‌آن‌ها برای اعزام نیرو به منطقه خبر می‌دهند.

آمریکا الان هم بعضی از اعضای ناتو و به‌مرور بقیه اعضا را در کنار خود دارد، هم در همین دو روز گذشته به اندازه کافی فرصت برای «ری‌استارت»‌کردن ارتش و شناسایی باگ‌ها و آپدیت آن‌ها و آمادگی بیش‌تر و به‌روزتر برای عبور از «کنترل بحران» به «مدیریت بحران» پیدا کرده و هم توانایی خود را در جبهه دیگری اثبات کرده است.

در این سو اما در آیین‌های ویژه چهلمین روز درگذشت رهبری نظام ـ که روز پایان عزای عمومی هم بود و دیگر بهانه‌ای برای در خیابان ماندن نیروهای ارزشی وجود ندارد ـ علیه قالیباف شعارک‌های داده شده. البته این شعارک‌ها برای تقویت جای‌گاه قالیباف موثر است. به‌شرط آن‌که این نظامی میدان‌دیده، قدر این کارت‌ها را بداند و وقتی به اسلام‌آباد سفر می‌کند، گرک بالان دیده دیپلماسی را هم همراه خود برده‌باشد.

والا با ماندن بر مواضع پیشین، بعید می‌دانم راه برگشتی به ایران از اسلام‌آباد هم برای او بماند، و امثال حدادیان، ثابتی، رسایی و ... چنان «مصاف»ی برای او تدارک خواهند کرد که ترجیح دهد مثل ابوشریف در همان پاکستان بماند.

جمهوری اسلامی با پای خود به تله‌ای استراتژیک گام نهاد که تنها با توسل به «عقل» می‌تواند از آن خارج شود. چیزی که نزد سران نظام تا کنون کم‌تر وجود داشته و شاهد آن بوده‌ایم. 
مرتبط:
آیا قالیباف بختیار می‌شود