رئیس‌جمهور آمریکا روز گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشیال مدعی شد: «تعداد زیادی نفت‌کش‌های خالی در حال حرکت به‌سمت ایالات متحده هستند تا نفت و گاز بارگیری کنند.»

در همین حال سنتکام هم ادعا کرده تمام ۲۸ کشتی‌ مین‌گذار نیروی دریایی جمهوری اسلامی را از بین برده و پس از آن دو ناوشکن موشک‌انداز نیروی دریایی این کشور از تنگه هرمز عبور کرده و تعیین شرایط برای پاک‌سازی مین‌ها از این آب‌راهه را آغاز کرده‌اند. سپاه پاسداران این ادعای سنتکام را رد کرده‌است.

پس از اعلام موافقت آمریکا با طرح ۱۰ ماده‌ای ایران به‌دنبال درخواست شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان از ترامپ برای تمدید دو هفته‌ای ضرب‌العجل خود، بازار انرژی به این موافقت واکنش مثبتی نشان داد و قیمت نفت که به حدود ۱۲۵ دلار در هر بشکه نزدیک شده بود، به زیر ۱۰۰ دلار کاهش یافت.

اکنون باید دید بازار انرژی به دو ادعای آمریکا، ادعای سپاه و هم‌چنین شکست مذاکرات میان نمایندگان ایران و ایالات متحده که ساعاتی پیش با ترک اسلام‌آباد از سوی هیئت آمریکایی اعلام شد چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرفی هنوز مشخص نیست آیا آتش‌بس دو هفته‌‌ای اعلام‌شده با وجود شکست مذاکرات به‌قوت خود باقی خواهد ماند یا دوباره آتش‌باری طرفین از سرگرفته خواهد شد. 

جی‌دی‌ونس نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکرات با نمایندگان جمهوری اسلامی پیش از ترک اسلام‌آباد در یک کنفرانس خبری ۴ دقیقه‌ای اعلام کرد که طرح پیشین با شکست مواجه شده و او طرحی روشن را روی میز گذاشته و به آمریکا بازمی‌گردد. این یعنی هنوز تمام مسیرهای مذاکراتی بسته‌نشده و از طرفی سخنان نمایندگان جمهوری اسلامی از طیف‌های مختلف هم نشان می‌دهد که تمایل کم‌تری به از سرگیری تنش و تمایل بیش‌تری به مذاکره دارند. 

اگرچه روز گذشته یک هیئت عالی نظامی از جمهوری اسلامی برای هم‌راهی و مشاوره به تیم مذاکراتی وارد اسلام‌آباد شده بود و این پالس‌هایی از آمادگی نظامی جمهوری اسلامی را مخابره می‌کرد. اما واکنش‌های دیپلماتیک اولیه پس از کنفرانس جی‌دی‌ونس هنوز تمایل به از سرگیری درگیری را مخابره نکرده‌اند. 

در همین حال کویت یک تیم بازرگانی بیش از ۲۰ نفره را به اتهام پول‌شویی بازداشت کرده‌است. این هم نشان می‌دهد که زیان برخی منافعی که از روابط پشت‌پرده نصیب برخی از شرکای تجاری جمهوری اسلامی از کمک به دورزدن تحریم‌ها می‌شد، از سود آن با توجه به طولانی‌شدن مدت تنش بیش‌تر شده و برخی کشورها با محاسبه این هزینه و فایده ترجیح داده‌اند به سیم آخر بزنند تا شاید جلوی فرار مشتریانی که نفت‌کش‌های‌شان را راهی برخی از منابع انرژی کمی دورتر کرده‌اند بگیرند. 

در هیچ‌کدام از این نشانه‌ها خبر خوبی برای جمهوری اسلامی نیست. اما از همه این‌ها بدتر این است که جمهوری اسلامی نزدیک به یک دهه مذاکره با آمریکا را به دلیل این‌که قاتل قاسم سلیمانی هستند به تابو تبدیل کرده‌بود. اکنون در کم‌تر از ۴۰ روز حاضرشدند به مذاکره با همان آمریکا به ریاست‌جمهوری همان ترامپی تن بدهند که در کشتن رهبر کشور دست داشته است. 

آن‌هم مذاکراتی که به ناکامی انجامید و نتیجه‌ای از آن حاصل نشد. پاگذاشتن در این «تله استراتژیکی» برای جمهوری اسلامی بسیار وخیم‌تر و هزینه‌برتر از شکست‌های تاکتیکی نظامی و مالی است.

اکنون قالیباف که حاضر نشد گرگ بالان‌دیده دیپلماسی را با خود ـ یا از غرور یا از ترس به اسلام‌آباد ببرد، چه پاسخی برای ثابتی، رسایی، ذوالقدر و وحیدی خواهد داشت؟ اگرچه او «سید محمود نبویان» را با خود همراه کرده‌بود تا برای خود حاشیه امنی نزد پایداری‌ها ایجاد کند، اما این‌بار انتقادها فقط معطوف به پایداری‌ها نیست و طیف بسیار وسیع‌تری را در بر می‌گیرد. 

با این اوصاف به نظر می‌رسد اهرم انرژی و نه فقط تنگه هرمز میزان بالایی از کارایی خود را برای جمهوری اسلامی از دست داد و اهرم رمزارز و حق عبور گرفتن از کشتی‌های عبوری هم بعید است بیش‌تر از چند ماه تاریخ انقضا داشته باشد.

زمان آبستن حوادثی غیرقابل پشت‌بینی است. اما برای جمهوری اسلامی نه بازگشت به شرایط پیشین ممکن است و نه پیش‌بینی و تصور تصویر شفافی برای آینده.