کاریزما و کلام

هر چه ما را لقب دهند آنیم

شوربختانه ضرب‌المثل‌های زبان فارسی گاها شامل الفاظ نامناسب و بعضا رکیکی است که استفاده از آن‌ها را دش‌وار می‌سازد. اما گاهی هیچ مثل یا متل مشابهی برای بیان قریب‌به‌ذهن یک واقعیت باقی نمی‌ماند. من البته در این ضرب‌المثلی که  استفاده می‌کنم رکاکت آن‌را سانسور می‌کنم.

وقتی گوسفند یا میشی را سلاخی کردند، قصاب بلافاصله سوراخ کوچکی با کارد در قسمتی از دست یا پای لاشه ایجاد و دهان خود را بر آن سوراخ گذاشته و لاشه را باد می‌کند تا پوست از بدن به‌تر جدا شود.

خوب که باد کرد، به شصتی سوراخ را گرفته و با دست دیگر چند مشت بر پک و پوک و پوز و ... لاشه می‌زند و بعد مشغول کنندن پوست آن می‌شود.

در ضرب‌المثل فارسی این مشت را نشانه تحقیرِ مضاعف بعد از کشتن گرفته و می‌گویند فلان عمل مثل مشت در ... بود.
▪️
شورای سردبیری ایران اینترنشنال ۱۶ آوریل با انتشار بیانیه‌ای از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامه‌نگاران مسقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمی‌دهند محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب به کار خود ادامه خواهد داد. 

به‌قولی خودشان را به مثلا BBC، یونایتدپرس، یا رویترز چسبانده و پرسیده‌اند: «ما سه تا را کجا می‌برید؟». 

هرگونه محدودیت برای آزادی بیان در هر جایی و برای هر رسانه، خبرنگار یا بستگان خبرنگاران ممنوع و محکوم است. اما این «رسانه مستقل» در آن بیانیه حکم آن مشت آخری بعد از سلاخی را داشت.

رسانه‌ای که مجری‌‌ـکارشناس‌اش رسما از ادبیات جنگ و تهدید به تلافی‌کردن کسانی که با رضا پهلوی هم‌راهی نکردند استفاده، و سردبیری رسانه او را اخراج نمی‌کند و باز هم تریبون می‌دهد؛ یا رسانه‌ای که گزارش‌گر معروف‌اش در گزارش‌ها در مورد سوژه‌ها از ادبیات تحقیر و توهین‌آمیز استفاده می‌کند، شاید طناز خوبی و نویسنده حرفه‌ای باشد، اما خبرنگار و روزنامه‌نگار نیست و شبکه‌ای که این «رجزها» را منتشر و موکد بازنشر می‌کند هم، اساسا رسانه نیست، مستقل‌بودن پیش‌کش.

من البته به منابع مالی رسانه ابدا کاری ندارم. رسانه بدون منابع مالی نمی‌تواند روی پا بماند. اما در رسانه‌ها آن‌چه پیش و بیش از منابع مالی مهم‌ است، «منابع خبری» و وفاداری به منشور حرفه‌ای اخلاق روزنامه‌نگاری است که روزنامه‌نگار را از هرگونه تحریف، توهین، تحقیر، تهدید، تعریف و مذمت ممنوع، و رسانه‌ها را به رعایت اصل اساسی «بی‌طرفی» توصیه می‌کند. 

منابع جمهوری اسلامی «فعلا» هرگونه برنامه برای شرکت در دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا را رد کردند.

خبرگزاری ایرنا و صداوسیما در گزارش‌های یک‌سان، به‌نقل از «یک عضو تیم مذاکره‌کننده» اعلام کردند زیاده‌خواهی آمریکا، مطالبات غیرمعقول و غیرواقع‌بینانه، تغییر مکرر مواضع، تناقض‌گویی‌های مستمر و ادامه به‌اصطلاح محاصره دریایی که نقض تفاهم آتش‌بس محسوب می‌شود، همراه با لفاظی‌های تهدیدآمیز، تاکنون مانع پیش‌رفت مذاکرات شده، و در این شرایط دورنمای روشنی برای مذاکراتی نتیجه‌بخش تصور نمی‌شود.

به‌گزارش ایرنا هم‌چنین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در تماس تلفنی با نخست‌وزیر پاکستان یک‌شنبه‌شب ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ با اشاره به تداوم بدعهدی‌ها و رفتارهای قلدرمآبانه و نامعقول آمریکا حین مذاکرات و در دوره آتش‌بس، ادامه اقدامات تحریک‌آمیز و غیرقانونی این کشور در به‌اصطلاح محاصره دریایی را نقض آشکار تفاهم آتش‌بس و مغایر با منشور ملل متحد دانست و تصریح کرد: چنین اقداماتی صرفا منجر به تشدید بدگمانی‌ نسبت به جدیت آمریکا شده و این واقعیت را بیش از پیش آشکار می‌کند که آمریکا دنبال تکرار الگوهای قبلی و خیانت به دیپلماسی است.

مسعود پزشکیان با تأکید بر عزم جمهوری اسلامی ایران برای دفاع همه‌جانبه از کیان کشور در برابر هرگونه ماجراجویی مجدد آمریکا و اسرائیل، نسبت به عواقب و پیامدهای چنان وضعیتی برای امنیت منطقه و جهان هشدار داد.

پزشکیان تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران مصمم به حفظ و ارتقای روابط با همه همسایگان از جمله کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، بر اساس حسن هم‌جواری و احترام متقابل، امیدوار است این کشورها نیز با در نظر گرفتن تجارب اخیر، برای تقویت صلح و امنیت منطقه بر مبنای هم‌کاری جمعی و به دور از مداخله مخرب بازی‌گران فرامنطقه‌ای خصوصا آمریکا اهتمام ورزند.

شهباز شریف نیز در این گفت‌وگو با اشاره به تلاش‌های کشورش برای خاتمه درگیری و برقراری صلح در منطقه، رئیس‌جمهور کشورمان را در جریان رایزنی‌های اخیر خود با کشورهای منطقه در این خصوص قرار داد.
⚫️
این ادعاها در شرایطی مطرح می‌شود که دو خبرگزاری رسمی مملکت جرأت بیان نام منبعی که خبر را از قول او نقل می‌کنند ندارند. این ملاحظه امنیتی و برای فضاسازی مناسب فریب رقیب نیست. نشان‌دهند ضعف یک عضو در نتیجه ضعف تیم مذاکره‌کننده است که هراس دارند هویت‌شان در خبر مشخص شود.

دوم در بیانیه متناقض و غیرواحدی که شعام از آن به «تحمیل طرح ۱۰ ماده‌ای جمهوری اسلامی به طرف مقابل» یاد می‌کرد، صراحتا قید شده بود جمهوری اسلامی با «بی‌اعتمادی مطلق به طرف مقابل» به میز مذاکره می‌رود. خود همین‌که از یک شورای عالی یک بیانیه با دو ادبیات منتشر و در آن پیش از مذاکره قید «بی‌اعتمادی کامل به طرف مذاکره» را می‌آورد خلاف روح «گفت‌وگ» «مذاکره» «مصالحه» و «آرامش» و نماینده ادبیات «رجز» و رزم است. 

به‌عنوان نمونه در تاریخ اسلام در جنگ احزاب وقتی سپاه احزاب کافر مدینه را ترک می‌کردند، رجز خواندند: «اعل هبل اعل هبل». و علی‌بن‌ابیطالب در پاسخ آن‌ها رجز خواند: «الله اعلی و اجل»! اما همین دو طرف مدتی بعد برای صلح حدیبیه سر میز مذاکره نشستند و در شرایطی که پیامبر دست بالا را داشت، قبول کرد عبارت رسول خدا کنار نام‌اش در معاهده نباشد. چون خواسته طرف مقابل بود. آیا پیامبر ـ العیاذبالله ـ از نبوت خلع شد؟ نه! ادبیات دیپلماسی، مصالحه، مذاکره و گفت‌و‌گو باید متناسب به آن انتخاب و استخدام شوند، و ادبیات میدان و جنگ و رجز هم متناسب با آن.

سوم این‌که در زمان جنگ ۱۲ روزه سرلشکر موسوی فقید برای نخستین‌بار در جمهوری اسلامی و آن هم در زمان جنگ، در ادبیات رسمی برای کشور اسرائیل از نام این کشور استفاده کرد. این در حالی‌بود که تا پیش از آن برای اشاره به‌نام اسرائیل در ادبیات رسمی از عبارت «رژیم صهیونیستی» استفاده می‌شد. حالا که یک مقام عالی در سطح نظامی ـ نه یک‌بار که چندین بار ـ از این نام استفاده کرده، دیپلماسی و مذاکره هم نه! «حفظ دماء مسلمین»‌ ایجاب می‌کند که نه از موضع ضعف، بلکه از موضع «حسن‌نیت» همان راه گشوده را برویم و ما هم از نام آن کشور استفاده کنیم.

اگر قرار باشد، در زمان اضطرار بگوییم اسرائیل، در زمانی که احساس می‌کنیم اضطراری نیست ـ ولی درواقع اضطراری‌تر از جنگ ۱۲ روزه است ـ به ادبیاتی که مختص رجز و میدان است متوسل شویم، به‌قول اسیر شهرستانی می‌شود: خط غلط، معنی غلط، انشا غلط، املاء غلط! و دود آن البته چنان‌که ظریف ادعا می‌کرد: فقط به چشم پایین و خیابان نمی‌رود، ساکنان «بنیان‌مرسوس» در برج‌عاج‌های عافیت را هم به اشک وامی‌دارد. 

تلافی می‌کنیم

ع.م ع.م 31 فروردین · ع.م ·

سخن‌گوی «قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا» در واکنش به شلیک نیروهای آمریکایی به یکی از کشتی‌های تجاری ایران تصریح کرد که «به‌زودی» به این اقدام پاسخ داده می‌شود.

به گزارش ایرنا، سرهنگ دوم پاسدار ابراهیم ذوالفقاری بامداد دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد: آمریکای متجاوز با نقض آتش‌بس و راه‌زنی دریایی، با شلیک به یکی از کشتی‌های تجاری ایران در آب‌های دریای عمان، از کارانداختن سیستم ناوبری و با پیاده‌کردن تعدادی از تفگ‌داران تروریست خود روی عرشه‌ شناور یادشده، آن‌را مورد تجاوز قرار دادند.

وی هشدار داد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی این دزدی دریایی و مسلحانه ارتش آمریکا را به‌زودی پاسخ داده و تلافی خواهند کرد.

 

ایرنا ۲۴ فروردین به‌نقل از شبکه روداو، گزارش داد که که ائتلاف «چارچوب هماهنگی شیعیان» مذاکرات فشرده خود را برای تعیین نامزد نهایی نخست‌وزیری از سر گرفته است. به گفته منابع رسانه‌ای، این رایزنی‌ها قرار بود در سطح رهبران این جریان در منزل عمار حکیم، ادامه یابد.

بر اساس این گزارش، علاوه بر نوری‌المالکی و محمد شیاع السودانی، نام‌های دیگری نیز به‌عنوان گزینه‌های احتمالی مطرح شده‌اند؛ از جمله حیدر العبادی، باسم البدری، محسن المندلاوی، حمید الشطری، قاسم الاعرجی، علی شکری و محمد صاحب الدراجی.

به گفته منابع آگاه، نوری‌المالکی در این جلسه نام «علی‌الشکری» وزیر پیشین و از چهره‌های نزدیک به جریان صدر را به‌عنوان گزینه جدید برای نخست‌وزیری پیشنهاد داده است. حاضران نیز با افزودن نام وی به فهرست نامزدها موافقت کردند تا در نشست آتی چارچوب هماهنگی، تمامی گزینه‌ها به‌صورت رسمی بررسی شوند.

ایسنا یک روز بعد در ۲۵ فروردین از قول منابع سیاسی از برگزاری نشست رهبران ائتلاف «چارچوب هماهنگی شیعیان» در منزل نوری‌المالکی خبر دادند. بر اساس گزارش شفق‌نیوز، در این نشست هم به گفته منابع آگاه، نوری‌المالکی مجددا «علی‌الشکری» وزیر پیشین و از چهره‌های نزدیک به جریان صدر را به‌عنوان گزینه جدید برای نخست‌وزیری پیشنهاد داد. حاضران نیز با افزودن نام وی به فهرست نامزدها موافقت کردند تا در نشست آتی چارچوب هماهنگی، تمامی گزینه‌ها به‌صورت رسمی بررسی شوند.

با این حال ایرنا ۲۹ فرودین به‌نقل از الجزیره اعلام کرد که احتمالا باسم البدری به عنوان نامزد رسمی چارچوب هماهنگی شیعیان برای نامزدی نخست وزیری عراق معرفی می‌شود. در این گزارش آمده که «باسم‌البدری» دو سوم آراء ائتلاف چارچوب هماهنگی شیعیان عراق را کسب کرده و به‌عنوان نامزد رسمی جدید نخست‌وزیری عراق معرفی خواهد شد.

به گفته این منبع، البدری از سوی نوری المالکی برای نامزدی نخست وزیری معرفی شده است و وی امروز شنبه به طور رسمی به عنوان نامزد جدید معرفی خواهد شد.

البدری از سال ۲۰۱۳ ریاست هیئت ملی پاسخ‌گویی و عدالت را برعهده گرفت، این هیئت که تحت عنوان «کمیسیون بعث‌زدایی» تأسیس شد.

اما یک روز پس از نهایی‌شدن این تصیمیم، ایرنا یک‌شنبه ۳۰ فرودین به نقل از السومریه‌نیوز اعلام کرد: حزب الدعوه اسلامیه اعلام کرد که نوری‌المالکی همچنان نامزد این جریان برای تصدی پست نخست‌وزیری عراق است و این نامزدی که به‌طور رسمی اعلام شده بود، تاکنون پس گرفته نشده است.

بر اساس این بیانیه، المالکی تا این لحظه از نامزدی خود انصراف نداده و هرگونه تصمیم درباره کنار گذاشتن این نامزدی، صرفاً در اختیار ائتلاف «چارچوب هماهنگی شیعیان» است؛ نهادی که با رأی اکثریت، او را به‌عنوان نامزد معرفی کرده و در صورت تغییر، باید از همان سازوکار استفاده شود.

حزب الدعوه همچنین تأکید کرد که اخبار منتشرشده درباره معرفی جایگزین از سوی المالکی صحت ندارد.

در همین حال، دبیرخانه چارچوب هماهنگی شیعیان عراق از برگزاری نشستی در روز دوشنبه در دفتر سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی خبر داد که دستور کار آن به‌طور مشخص بر «تعیین تکلیف نامزد نخست‌وزیری» متمرکز خواهد بود.

برای معرفی رسمی نامزد نخست‌وزیری به رئیس‌جمهور، دست‌کم امضای ۸ نفر از ۱۲ عضو اصلی ائتلاف چارچوب هماهنگی شیعیان عراق ضروری است؛ شرطی که دست‌یابی به اجماع را به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل کرده است.

پارلمان عراق عصر شنبه ۲۲ فروردین در دور دوم رأی‌گیری، نزار آمیدی، نامزد حزب اتحادیه میهنی اقلیم کردستان این کشور را با مشارکت گسترده نمایندگان با ۲۲۷ رای به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید عراق برگزید.

آمیدی در نخستین سخنرانی خود پس از کسب آرای نمایندگان از ائتلاف چارچوب هماهنگی خواست تا ظرف ۱۵ روز نامزد خود برای نخست‌وزیری را معرفی کند.

طبق عرف سیاسی عراق پس از سال ۲۰۰۳ میلادی، منصب ریاست‌جمهوری به کردها، نخست‌وزیری به شیعیان و ریاست پارلمان به اهل سنت اختصاص دارد.

خیابان حق مردم است

ع.م ع.م 30 فروردین · ع.م ·

غلامعلی حدادعادل ضمن تاکید بر نقش پررنگ مردم در تحولات اخیر، از شکل‌گیری سه‌گانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» سخن گفت و انتخاب قالیباف به‌عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده را نمادی از تحقق این رویکرد دانست.

به گزارش ایسنا، رئیس اسبق مجلس جمهوری اسلامی گفت: امروز دوگانه میدان و دیپلماسی که چندین سال قبل مطرح بود، با حضور باصلابت مردمی تبدیل به سه‌گانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» شده است.

به گفته او ابعاد این سه‌گانه امروز در ترکیب هیئت مذاکره‌کننده و مخصوصا در انتخاب و نقش محمدباقر قالیباف به‌عنوان رئیس آن مشهود و محسوس است.

حدادعادل ضمن تمجید از گفت‌وگوی تصویری قالیباف با مردم تاکید کرد: وحدت و همدلی در این سه گانه، برکات شگرفی برای ایران و انقلاب داشته و خواهد داشت.

وی همچنین درباره تعویق انتخابات شوراها یادآور شد: در این مقطع زمانی، تصمیم درست، خیابان را از آفت و آسیب صف‌بندی‌های سیاسی و انتخاباتی حفظ کرد تا این رخ‌داد ان‌شاءالله در «وقت و شرایط مناسب انتخاباتی» برگزار شود.
▪️
دیپلماسی خیابان را بیش از سه دهه پیش استراتژیست شاخص سیاسی معاصر «سعید حجاریان» با نظریه «فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا» مطرح کرد. این نظریه زمانی مطرح شد که بالا یا حاکمیت که در اقلیت بود، هیچ وقعی به خواست خیابان یا مردم نمی‌نهاد. 

نمونه بارز و شاخص آن، انتخابات ریاست‌جمهوری ۷۶ بود که تمام شواهد و قرائن حاکی از آن بود که نامزد «حاکمیت» علی‌اکبر ناطق‌نوری است. روزنامه ابرار یکی دو روز مانده به پایان زمان تبلیغات انتخاباتی در تیتر درشت از قول مرحوم مهدوی‌کنی رئیس جامعتین اعلام کرد که: «حدس می‌زنیم نظر مقام معظم رهبری به آقای ناطق‌نوری است». 

رهبری در آن زمان نه‌تنها این نظر را رد نکرد، بلکه در سخنانی تلویحا بر آن صحه هم گذاشت. سخنانی که در واکنش به ادعاهای هواداران خاتمی مطرح و اعلام می‌کرد: «رهبری نظری روی فرد خاصی ندارد» و رهبری در پاسخ به آن اعلام کرد: «مگر می‌شود رهبری نظر نداشته باشد؟» همین سخن یعنی نظر دارم و نظرم را هم رئیس جامعتین در روزنامه ابرار اعلام کرده و اگر غیر این بود آن‌را رد می‌کردم. 

برخلاف انتظار «بالا» در ۷۶ پایین رأی آورد، اما خاتمی اجازه پیاده‌سازی کامل و نهایی برنامه‌های‌اش را پیدا نکرد. ناگفته نماند که یکی از موانع اصلی اجرای برنامه‌های خاتمی رئیس «مجمع تشخیص مصلحت نظام» بود که تلاش می‌کرد جای‌گاه مجمع را نه به‌عنوان یک نهاد نظارتی و مشورتی، که یک نهاد اجرایی آن‌هم نه به موازات ریاست‌جمهوری که فراتر از آن بنشاند. 

اما موضع‌گیری‌های به‌موقع «حجاریان»‌ها او را مجبور به عقب‌نشینی کرد و بعد که او از سمت جامعتین کنار زده شد تازه به فکر اصلاح‌طلبان افتاد. هاشمی پس از ناکامی در برکشیدن مجمع، تلاش کرد شانس خود را در قامت ریاست دوباره قوه مقننه بیازماید تا از آن جای‌گاه امثال ابراهیم اصغرزاده، سعید حجاریان، محسن آرمین و مصطفی تاج‌زاده را نقره‌داغ کند که این‌بار «خیابان» و صندوق به او نه گفت. 

هاشمی البته با دست‌کاری که در آراء به بهانه بازشماری تعدادی از صندوق‌ها شد، نفر سی‌ام شد. اما چون نمی‌خواست روی صندلی نمایندگی بدون جای‌گاه ریاست بنشیند، استعفا داد که در نتیجه آن استعفا، همین جناب آقای «حدادعادل» به مجلس ششم راه‌یافت و از روی همان کرسی نمایندگی مجلس را وفق مراد خودش هدایت و در نهایت همه را به ردصلاحیت برای دوره بعدی کشاند تا خودش در جای‌گاه ریاست بنشیند. 

خیابان امروز هم در اختیار «بالا» نیست. فعلا در اختیار «مردم» هم نیست. اما به این قاعده وفادار بمانیم که در هر صورت: «خیابان مال مردم است».

لحظاتی پیش با کد دستوری خرید شارژ تلفن هم‌راه وارد منوی خرید شدم. دیدم کم‌تر از ۱۰۰ هزار تومان ندارد. چاره‌ای نبود. مجبور به خرید شدم. پس از خرید پیامک آمده که موجودی ۹۰ هزار تومان شارژ شد. یعنی ۱۰٪ دنگ‌وفنگ‌هایی که من سر در نمی‌آورم از مبلغی که من پرداخته بودم را برداشتند.

اگر خدمات مناسبی ارائه شود، آدم برای پولی که به «جان‌کندن» به‌دست آورده، به از دست‌دادن جان هم حتی راضی است، اما درد این‌که خدماتی متناسب با مبلغی که می‌گیرند ارائه نمی‌دهند. تازه من احساس می‌کنم در میان اپراتورهای موجود، رایتل شایسته‌ترین باشد.

من عموما پیامک‌های تبلیغاتی را ایگنور و بلافاصله پاک می‌کنم. شاید سه روزی یک‌بار همراه اول پیامک می‌زند که تعویض اعتباری به دائمی با این هدایا و خدمات، و من توجهی نمی‌کنم. اما چند روزی از عید گذشته بود، پیامکی از همراه اول آمد که با فلان کد دستوری «عیدانه» خود را دریافت نمایید.

منِ شیرخام یا شیر خ.. خورده کد دستوری را اجرا کردم. بلافاصله پیامک آمد که ۱۰ هزار تومان از موجودی شما کم و بسته ۲۰۰ دقیقه مکالمه طی ۳ روز برای شما فعال شد.

من سه ماه هم ۲۰۰ دقیقه مکالمه نمی‌کنم. مختصر درآمدم را ریال‌ریال حساب‌شده هزینه نکنم، هشتم گرو ۹ است. ۱۰ هزار تومان کلی برای‌ام دردآور بود. اما دردآورتر این‌که سر ۲ روز پیامک آمد مهلت استفاده از «هدیه» شما تمام شد.

این اگر هدیه بود، پس شکنجه و مجازات‌تان چیست؟

در آمریکا «افکار عمومی» مهم است. مقامات سیاسی از رئیس‌جمهور تا سناتورهای ایالات در مجلس سنا، فرمانداران ایالات، نمایندگان ایالات در کنگره، و حتی شهرداران تلاش می‌کنند بین تصمیات شخصی خود و رضایت افکار عمومی و شهروندان تعادل و بالانس ایجاد کنند.

چرخ سیاست در این موازنه، با نوسانِ بسیار کمی در حرکت است. مگر در هنگامه انتخابات که با جابه‌جایی مختصری در مدیران، میزان نوسان هم شدت می‌گیرد، و دوباره به آرامش و نوسان با درجه پایین بازمی‌گردد.

آمریکا را مثال عرض کردم. چون اکنون میدان مقایسه و رقابت میان ایران و آمریکا است که میان‌شان جنگی نابرابر هم در جریان است. والا این قاعده اصلی کشورهایی است با نظام «لیبرال دموکراسی» اداره می‌شوند با مختصری تفاوت در طیف‌های گوناگون آن.

دین هم در همین آمریکا با جای‌گاه یک نهاد هم‌عرض سیاست، اقتصاد، فرهنگ و غیره نقش خود را بازی می‌کند و نه بیش‌تر از یک نهاد و در طول سایر نهادها. به‌‌همین خاطر هم ترامپ بدون کم‌ترین هراسی «پاپ» عالی‌ترین مقام کلیسای کاتولیک را به تمسخر و تخفیف می‌گیرد و هیچ اتفاقی در هیچ نهاد دینی به‌شکل علنی و رسمی نمی‌افتد. مگر این‌که مومنی در دل‌اش یا در آیین عشای ربانی ترامپ را نفرینکی بکند.

در جمهوری اسلامی به‌جای «افکار عمومی»، «افکار خصوصی» مهم‌اند. افکار عمومی تا آن‌جا که منافع‌شان با منافع افکار خصوصی یا خصولتی هم‌خوان باشد، محلی از اعراب دارند. والا یا گوشت دم توپ‌اند، یا ملت همیشه در صحنه برای «رأی» و انتخابات. والسلام.

جی‌دی‌ونس برای اتخاذ تصمیم در میز مذاکره، به «افکار عمومی» آمریکا گوشه‌چشم مهمی دارد. نه فقط الان که معاون رئیس‌جمهوری و نه برای فردایی که احتمالا بخواهد نامزد حزب متبوع‌اش برای انتخابات ریاست‌جمهوری آینده باشد. بلکه حتی برای بعد از پایان ریاست‌جمهوری مفروض و دوره کهن‌سالی و عضو ارشد تینگ‌تنک‌ها و اتاق‌فکرها هم باشد به «افکار عمومی» توجه نشان می‌دهد.

بدتر از «ترامپ» را دست‌کم در یک قرن گذشته آمریکا تجربه نکرده‌است که جدای از پرت‌وپلاگویی‌های هر دو دوره، هم با رهبر کره شمالی شانه‌به‌شانه قدم زد، هم در انتخابات دور نخست متهم شد به این‌که با کمک پوتین و دست‌کاری‌های روسیه در نتایج انتخابات تا آن کرسی برکشیده شده‌است و برای همین اتهام هم پرونده تشکیل شد و تحقیقات مفصل در مورد آن صورت گرفت.

همین «چپ»‌های سنتی ایرانی در آن زمان چه تعریف‌ها که از همین ترامپ ـ که خلاف مشی چپ که نوعی گلوبالیزم را تشویق می‌کند از اغلب پیمان‌های جهانی خارج شد ـ از او نکردند. همان زمان یاداشتی در نقد این سیاست یک بام و دوهور «پیک‌نت» نوشتم با عنوان «چپ‌ها در کوچه علی‌چپ» که در وبلاگ اصلی‌ام هست.

همین ترامپ، مهم‌ترین ترس‌ش و مهم‌ترین اهرم کنترل و مهار او «افکار عمومی» و مهم‌ترین ابزار افکار عمومی رسانه‌هاست. به‌همین خاطر رسانه‌های آمریکا آزادند تا هرچه دل‌شان می‌خواهد علیه ترامپ منتشر کنند، و تنها مجازات‌شان هم این است که «ترامپ هرچه دل‌ش خواست علیه آن‌ها می‌گوید والاسلام»

اما در جمهوری اسلامی اینترنت را بروی افکار عمومی قطع، بعد آب‌باریکه‌ای به‌نام سیم‌کارت سفید برای «افکار خصولتی» باز می‌گذارند تا با نارضایتی آن‌ها مواجه نشوند.

آن‌ها هم که به نمایندگی از این افکار خصوصی به مذاکره رفته‌اند، حتی در اسلام‌آباد هم از هم اسلام و خدا آن‌قدر حساب نمی‌برند، که از پایداری مصاف و پای‌مردی مهری طالبی دارستانی و ثابتی و رسایی و نقدعلی و ... و حتی کریمی‌قدوسی که دیگر نماینده نیست، و از آن بالاتر سید جواد ساداتی‌نژاد که مجرم و محکوم است و حکم‌اش در دیوان هم تأیید شده حساب می‌برند.

اما همه این افکارهای خصوصی و خصولتی تاریخ انقضایی محدود دارند. خیلی‌خیلی کم‌تر از آن‌که فکر کنند. چند روز پیش سید حسین میرغفار معروف به موسوی تبریزی مرد. او سه دهه بود که تاریخ انقضای‌اش به‌رغم این‌که داماد نوری همدانی بود سرآمده بود. او زمانی دادستان کل انقلاب بود و نام‌اش لرزه بر جان بی‌گناهانی که مثل او فکر نمی‌کردند می‌انداخت. 

مرحوم سید رضا زواره‌ای تا دهه ۸۰ در میان حقوق‌دانان شورای نگهبان صلاحیت رد می‌کرد. اما صلاحیت خود او در سال ۸۴ رد شد. نامه‌ای به گلایه و سرگشاده به احمد جنتی نوشت با این مضمون که من خودم عمری «گور می‌گرفتم» حالا صلاحیت مرا رد می‌کنی؟ حدود ۶ ماه بعد از این رد صلاحیت هم «گور او را گرفت». به نظر من «دق» کرد. مدت کمی که خانه‌نشین شد، در خلوت و تنهایی فرصت یافت در خودش و رفتارش تأملی بکند و آن‌چه در ضمیر خویش یافت را نتوانست تاب آورد.

یک نمونه از صندلی‌طلبان اشاره کردم، یک نمونه از اصول‌گرایان.

 مهدی کروبی در فضای دیگری سیر می‌کند. هنوز فکر می‌کند «بر اسب و اصل سوار است». اما نمی‌داند که اگر به پای‌مردی میر سلیم‌النفس جنبش سبز نبود، اکنون نامی هم از او نبود. وقتی قرارشد رفع حصر شود، تهدیدکی کرد که «رفع حصر من بدون رفع حصر مهندس موسوی و همسر گرامی‌شان معنا ندارد» و دیدیم که چه‌قدر هم بی‌معنا بود. 

وعده‌های افکار خصولتی هم تاریخ انقضای محدودی دارد.

عقرب جرّاره عقربی است که نیش و زهر آن سمی‌تر و بسیار کشنده‌‌تر از عقرب‌های عادی است.

مار غاشیه هم ماری است که در ابیات دینی اسلام به آن اشاره شده و بسیار ترسناک و چندش‌ناک‌تر است که به‌سبب نافرمانی‌های برخی بندگان خدا و شرک‌ورزیدن‌ها، گریبان‌گیرشان می‌شود.

در این ضرب‌المثل، هر دو نمونه‌ای از عذاب‌های جهنمیان است؛ یعنی از ترس عذابی شدید و سخت‌، به عذابی شدیدتر و سخت‌تر پناه می‌برند.

این ضرب‌المثل قرابت معنایی دارد با ضرب‌المثل‌هایی مثل: از چاله به چاه افتادن و از ترس بد به بدتر پناه بردن.

یک ضرب‌المثل عربی هم هست بدین عبارت: «المستجیر من الرمضاء الی‌النار» یعنی مانند گرفتاری که از خاکستر سوزان به آتش پناه می‌برد.

بر این سیاق مََل، داستان، افسانه، نماد و ضرب‌المثل زیاد است. اما بستگی دارد چه کسی از آن استفاده کند و بد و بدتر از نظر او چه باشد یا این‌که آیا خود او مثلا بین احمدی‌نژاد و هاشمی مجبور به انتخاب شده یا به دیگران توصیه کرده بین این یا آن، آن یا این را انتخاب کنند.

مسلما از دید هواداران این، آن مار غاشیه و چاه و آتش است و این عقرب جرَراه و چاله و خاکستر، و از دید آن برعکس.

خلاصه که از دید من پناه‌بردن از جمهوری اسلامی به سعید قاسمی‌نژاد و علیرضا کیانی و شاهین نجفی و امیر اعتمادی و سعید قاسمی‌نژاد و علی کریمی و ... مثل پناه بردن الی‌النار است. 

شبکه‌های ماه‌واره‌ای در خبرهای‌ِشان اعلام کردند که خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ادعاهای ترامپ را «تقریبا» رد کرده‌است. اما من هرچه این خبرگزاری را بالا و پایین کردم به اصل خبر دست‌رسی پیدا نکردم.

چند نکته در این بررسی توجهم را جلب کرد. خبرگزاری میزان که برای دست‌رسی عموم مردم است و باید «راحت‌خوان» و سهل‌تر در دست‌رس باشد، بسیار طراحی شلوغ و کم‌سلیقه و خصوصا فونت بسیار «بدبین» و «بدخوان»ی دارد.

خبرهای آن هم با میان‌تیترها و تِرِم رنگی خنثی و کسل‌کننده تنظیم می‌شود، و بیش از آن‌که راه‌گشاه باشد «گم‌راه» کننده است.

خبرها پر از (تکرار می‌کنم) پر از غلط‌هایی املایی و نگارشیِ مشهود است.

در کنار همه این‌ها؛ خبرگزاری اختصاصی قوه قضاییه کارکرد‌ش اطلاع‌رسانی در حوزه خبرهای دادگستری و پرونده‌های قضایی و آموزش‌هایی در حوزه حقوق مدنی، حقوق قضایی، حقوق شهروندی و تلاش برای صیانت از سلامت این قوه با ایجاد باکس‌های نظرسنجی یا نظرگرفتن از مردم درباره حوزه‌های قضایی و شکایت یا رضایت از کادر قضایی و پاسخ‌دادن به آن‌ها باید باشد.  

این‌همه خبر ورزشی از همه ورزش‌ها در این خبرگزاری البته که اشکالی ندارد، اما باید در حاشیه باشد نه متن و مسلط بر خبرهای تخصص و اصلی این خبرگزاری.

اما نکته مهم این‌که جمهوری اسلامی خبرگزاری رسمی دارد. اکنون یک هیئت نمایندگی از سوی این نظام به پاکستان رفته که در مورد موضوع مهمی رایزنی و مذاکره، و احیانا مصالحه کند. این هیئت حتما تیم رسانه‌ای و مشاورانی کاربلد در حوزه اطلاع‌رسانی دارد یا باید داشته باشد.

اگر دارد پاسخ‌دادن به ادعاهای ترامپ، در چهارچوبی که منافع هیئت مذکور را نمایندگی و حمایت کند، وظیفه آن سخن‌گو یا روابط عمومی یا خود شخص آقای قالیباف آن‌هم در رسانه رسمی ایرنا است به‌نقل از منابع معتبر و شفاف.

این‌که یک نماینده مجلس یک اظهارنظری کند، نماینده دیگری اظهارنظر دیگری، تیم اطلاع‌رسانی دولت نظری، و سرانجام هم پاسخ‌گویی به ادعاهایی گزاف را خبرگزاری غیرمرتبط برعهده بگیرد، طراحی مناسبی برای قدرت چانه‌زنی بر سر میز مذاکره نیست و فقط دست رقیب را از کارت‌های قوی‌تر برای بازی به‌تر پر می‌کند.

این وضعیت در شرایطی قابل درک است که طرف مقابل یک بازی‌گر نامنطم و غیرقابل پیش‌بینی دارد و اظهارنظرها و مواضعی کاملا پرت‌و‌پلا اتخاذ می‌کند که سخن‌وران و نویسندگان دقیقی را برای پاسخ‌گویی مناسب به این پراکنده‌گویی‌ها می‌طلبد.

همین الان سکوت تیم مذاکره‌کننده در قبال این ادعاهای گزاف، و پاسخ آن‌ها از طرف نهادی دیگر می‌تواند به خبرسازی‌ها و شایعه‌پراکنی‌هایی که تنها سود رقیب را تأمین می‌کند دامن بزند. 

به‌تازگی تکذیب صفحات منسوب به برخی شخصیت‌های کشوری و لشکری در شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی خصوصا توییتر و اینستاگرام انجام می‌شود. کاری بسیار ضروری، و از منظر امنیت اطلاعاتی و روابط عمومی بسیار لازم. امام سوگ‌وارانه آن‌قدر دیر و با تأخیر که اگر بی‌تأثیر نباشد، دست‌کم تأثیر آن بسیار کم‌است.

به‌عبارت به‌تر؛ برای مردم این تکذیب‌های هم‌راه با تأخیر فعلا مسموع نیست تا صحت‌سنجی و رسما از مدیران شبکه‌های یادشده در‌خواست شود که صفحات جعلی پیشین را مسدود و غیرقابل دست‌رس کنند.

«روابط عمومی سپاه در پی انتشار مطالبی به نقل از فرمانده و فرماندهی نیروی هوافضای سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که سردار سیدمجید موسوی و فرماندهی نیروی هوافضای سپاه در ایکس (توییتر سابق) هیچ صفحه‌ای نداشته و تنها صفحه رسمی‌ آن‌ها در سکوی UpScrolled است.

 در این اطلاعیه از مردم خواسته‌شده اخبار و اظهارات مربوط به سپاه و فرماندهان سپاه را از طریق وب‌گاه sepahnews.ir یا کانال‌های بله، ایتا، روبیکا و سروش روابط عمومی سپاه به نشانی @sepahnews، رسانه ملی و خبرگزاری‌های رسمی پی‌گیری کنند.

روابط عمومی سپاه همچنین اعلام کرده دشمن با راه‌اندازی صفحات جعلی به‌نام فرماندهان سپاه در فضای مجازی به‌دنبال کسب اعتبار برای این صفحه‌ها در درازمدت و انتقال پیام دروغین به‌نام آنان در لحظات حساس نبرد با دشمن آمریکایی - صهیونی است.»

این صفحات امروز و دیروز ساخته نشده‌است. سال‌هاست فعال‌اند و هیچ‌کس هم نسبت به تکذیب انتساب آن‌ها تا کنون اقدامی نکرده بود. اما اکنون که خطر چندپاره‌گویی و برداشت‌های متفاوت احساس شد، ناگهان نیاز به تکذیب هم احساس شد. اما هم‌جنان که در لید این یادداشت اشاره‌شد تا صفحات پیشین از دست‌رس خارج نشود، این بیانیه و اطلاعیه‌ها مسموع نخواهد بود.

این ادعای مفروض هم که جمهوری اسلامی با سران این شبکه‌ها کاری ندارد که از آن‌ها درخواستی داشته باشد مسموع نیست. چون خیلی از نمایندگان مجلس یا شخصیت‌های فعلی و قبلی نظام در این شبکه‌ها حساب معتبر دارند. رهبر پیشین در توییتر به زبان‌های مختلف حساب رسمی تیک‌ تاییددار داشت و هم‌اکنون هم فعال است. پس یا رومی روم یعنی یا همه باید در یک چهارچوب واحد حساب‌های‌شان را ببندند که کاری به سران این شبکه‌ها نداریم یا زنگی زنگ که درخواست رسمی بدهند حساب‌های پیشین بسته شود.

یادآور شوم حسابی به‌نام «محسنی‌اژه‌ای» از حدود ۱۰ سال پیش روی توییتر فعال بود و بارها انتساب آن به شخص ایشان چه در جایگاه معاون اول قوه و چه در جایگاه ریاست قوه تکذیب شده‌بود، اما حدود دو سال پیش با اقدام به تایید رسمی و گرفتن تیک آبی برای آن حساب تمام تکذیبیه‌های پیشین از حیز انتفاع و اعتبار ساقط و درواقع یک دروغ علنی تلقی شد. اما بعدا خود توییتر تأیید حساب‌های برخی از سران جمهوری اسلامی را خودسرانه حذف کرد. از جمله تایید همین حساب کاربری محسنی‌اژه‌ای را.