یکی از مغالطات پرکاربرد برای آن‌ها که می‌خواهند حقیقت را بپوشانند، جعل کنند، مخفی کنند و خلاصه به‌واسطه آن مردم را گم‌راه کنند، مغلطه «توسل به شواهد در دست‌رس» و نادیده‌گرفتن شواهدی است که به هر دلیلی در دست‌رس نیست. 

می‌گویند عابد سالکی به‌نام «دیاگارا» یا «دیاگورا» را به معبدی بردند که بر دیوار معبد دست‌نوشته و یادگاری‌های آن‌هایی که در دریا گرفتار طوفان شده و دست به دعا برداشته، و خدا به‌فریادشان رسیده و نجات‌شان داده بود را به او نشان می‌دادند. 

دیاگارا پرسید: پس دست‌نوشته آن‌هایی که گرفتار طوفان شدند و دعا نکردند، یا دعا کردند و دعای‌شان مستجاب نشد و غرق شدند کو؟

جواب این سئوال از پیش مشخص است: نمانده‌اند که دست‌نوشته‌ای بنویسند. دیاگارا با طرح این «استفهام انکاری» تأکید می‌کند که اگر می‌خواهید از شواهد نتیجه‌ای بگیرید، باید تمام شواهد باشد و با مشاهده تمام شواهد (موید و نقض‌کننده) نتیجه بگیرید که نتیجه‌تان به «حقیقت» وفادارتر باشد نه فقط بر اساس شواهدی که نظر شما را تایید یا پشتیبانی می‌کنند. 

جمهوری اسلامی اینترنت را از «دست‌رس» عموم خارج کرده و مدام برای همین عموم مردم پیامک می‌فرستد که «زدیم و دریدیم و بریدیم و شکستیم دشمنان را سر و سینه و پا و دست». خوب اگر واقعا این‌همه کارتان درست است، اینترنت را هم در دست‌رس مردم قرار دهید تا مردم هم به شواهد این ادعای شما دست‌رسی داشته باشند یا شواهد نقض آن‌را هم ببینند و نتیجه‌ای «درست» از واقعیت بگیرند. 

والا می‌شود عمل با عبید زاکانی ادعا با دیگران.