کاریزما و کلام

هر چه ما را لقب دهند آنیم

پس کی با آن‌هاست

ع.م ع.م 17 فروردین · ع.م ·

ایرنا با انتشار یادداشتی با عنوان «پندار دینی‌سازی جنگ آمریکا علیه ایران» به‌قلم «محمدحسین مختاری» ضمن نقد گفتمان جنگی دونالد ترامپ که آن‌را به شواهدی از تقابل اسلام و مسیحیت ربط داده، به گفتمان پاپ لئون چهاردهم به‌عنوان عالی‌ترین مرجع کلیسای کاتولیک هم از منظر دینی هم از حیث اخلاقی برای رد ادعاهای دینی‌سازی ادعاهای جنگی ترامپ پرداخته است.

مختاری سخن‌رانی یک‌شنبه نخل (Palm Sunday)  پاپ را که به صراحت اعلام کرده: «خدا دعاهای کسانی را که جنگ به راه می‌اندازند، نمی‌پذیرد؛ دستان آنان آغشته به خون است. (۲۰۲۶.Reuters) را نقل و نتیجه گرفته: «این بیان به‌روشنی هرگونه پیوند میان دعا به‌عنوان عمل دینی و جنگ به‌عنوان کنش خشونت‌آمیز را نفی می‌کند.»

مختاری هم‌چنین با استناد به سخن دیگری از پاپ که در آن تأکید کرده خداوند خدای صلح است نه خدای جنگ ... و استفاده از نام خدا برای توجیه خشونت نوعی تحریف دین به‌شمار می‌رود.» نتیجه‌گیری کرده که رفتار جنگ‌طلبانه ترامپ با ادعای ایمان مسیحی او نمی‌خواند.

وی در ادامه هم آیاتی از انجیل را آورده که شواهد مستندی بر ادعای خود ارائه داده باشد.

دونالد ترامپ هیچ ابایی از این‌که اعلام کند جنگ‌جو و جنگ‌طلب است ندارد. یک نمونه خیلی واضح که ما را به‌کل از ارائه شواهد دیگری بی‌نیاز می‌کند، تغییر نام «وزارت دفاع» ایالات متحده، به «وزارت جنگ» طی همین یک‌سال گذشته است.

سایر ادعاهای ترامپ را باید در چهارچوب «ابهام استراتژیک» صورت‌بندی و تحلیل کرد. مثل ادعای خوردن وایتکس برای درمان کرونا در دوره قبل یا مثلا مهلت یک‌هفته‌‌ای به عراق برای تعیین نخست‌وزیر که دو ماه هم گذشت و تعیین نشد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. و ضرب‌العجل‌هایی که هی خودش تعیین و هی خودش تمدید می‌کند.

اما در مقابل ادعاهای «مذاکره» و دریافت پیشنهاداتی از تهران برای مذاکره و میان‌جی‌گری ترکیه و عمان و قطر و مصر و پاکستان و حتی ادعای فیک پاکستان که آمریکا به درخواست ما نام «قالیباف» و «عراقچی» را از فهرست ترور خود حذف کرد، تهران فقط موضوع «رد» و «تکذیب» و پافشاری بر شروطی را دنبال کرده که به‌قول منطقیون «موکول به محال» است.

در سطوحی از دیپلمات‌های کارکشته نظام هم اگر سخنی مبنی بر اتخاذ مواضعی برای حفظ «دما مسلمین» که مورد تاکید موکد آیت‌الله جوادی آملی دست‌کم در یک دهه گذشته بود نوشته شده، بلافاصله کفن‌پوشان در میادین سخن «مداراجویانه» او را با تهدید پاسخ داده‌اند.

پس مفروض بر این‌که ترامپ جنگ‌طلب باشد و ادعای او با نص انجیل و سخن پاپ لئون در تناقض باشد، دست‌کم به همان اندازه که شواهد برای جنگ‌طلبی ترامپ در دست‌رس است، شواهد برای «صلح‌طلبی» او هم در دست‌رس هست.

اما و اما، این ادعای مسیحیت است که ستیزه و جنگ را مانع استجابت دعا می‌داند و نوع پوشش آقای مختاری که لباس روحانیون شیعه بر تن دارد نشان می‌دهد که ایشان مسلمان هستند.

بنده در مقام ارزش‌داوری نه برای سخنان پاپ لئون نه آیاتی که از انجیل نقل کرده و نه سخنانی که در ادامه از نماد تفکر اسلام قرن ۱۵ نقل می‌کنم نیستم. صرفا می‌خواهم بگویم این استانداردها، پارادکسیکال، متناقض و مشمول مغلطله استاندارد دوگانه است. آقای مختاری یا باید استاندارد پاپ لئون را قبول داشته باشد، یا استاندارد آیت‌الله خمینی را که دقیقا دوهفته مانده به پذیرش قطعناماه ۵۹۸ صریحا تاکید کرده‌بود: «باید همه برای جنگی تمام‌عیار علیه آمریکا و اذناب‌اش به‌سوی جبهه رو کنیم. امروز تردید به هرشکلی خیانت به اسلام است! غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول‌الله است. ... جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه‌های نبرد تقدیم می‌نمایم.» 

خمینی نه‌تنها جان قابل‌دار خودش را تقدیم رزمندگان نکرد، بلکه پسرش احمد دوروبر خط مقدم جبهه پیدای‌اش هم نشد. نوه‌های پسری ایشان هم همین‌طور. 

اما در همان حال که ایشان بر طبل جنگ تا رفع فتنه در عالم می‌کوبید، پدر مرحوم منتظری ـ که پیرمردی کن‌سال بود ـ در خط مقدم جبهه حضور داشت. منتظری همان زمان خواستار سازش و صلح بود. بعد نوه همین منتظری در همان جنگ کشته شد. بعد پسر همین منتظری در همان جنگ یک چشم خود را از دست داد. 

آقای مختاری به‌تر است به‌جای این‌که به ترامپ یادآوری کند جنگ مانع استجابت دعا است، به سعید حدادیانِ دائم‌الدعا یادآوری کند که جنگ میان مسلمانان منطقه فقط به زیان «مسلمانان» است و به‌سود «یهودیان» که نتانیاهو همیشه در انتهای سخنان‌اش یاد می‌کند: «خدا با ماست.» 

اما به قول سرباز فیلم نجات سرباز رایان خطابه به فرمانده‌اش: «اگر خدا با ماست، پس کی با آن‌هاست؟»
 

یکی از مغالطات پرکاربرد برای آن‌ها که می‌خواهند حقیقت را بپوشانند، جعل کنند، مخفی کنند و خلاصه به‌واسطه آن مردم را گم‌راه کنند، مغلطه «توسل به شواهد در دست‌رس» و نادیده‌گرفتن شواهدی است که به هر دلیلی در دست‌رس نیست. 

می‌گویند عابد سالکی به‌نام «دیاگارا» یا «دیاگورا» را به معبدی بردند که بر دیوار معبد دست‌نوشته و یادگاری‌های آن‌هایی که در دریا گرفتار طوفان شده و دست به دعا برداشته، و خدا به‌فریادشان رسیده و نجات‌شان داده بود را به او نشان می‌دادند. 

دیاگارا پرسید: پس دست‌نوشته آن‌هایی که گرفتار طوفان شدند و دعا نکردند، یا دعا کردند و دعای‌شان مستجاب نشد و غرق شدند کو؟

جواب این سئوال از پیش مشخص است: نمانده‌اند که دست‌نوشته‌ای بنویسند. دیاگارا با طرح این «استفهام انکاری» تأکید می‌کند که اگر می‌خواهید از شواهد نتیجه‌ای بگیرید، باید تمام شواهد باشد و با مشاهده تمام شواهد (موید و نقض‌کننده) نتیجه بگیرید که نتیجه‌تان به «حقیقت» وفادارتر باشد نه فقط بر اساس شواهدی که نظر شما را تایید یا پشتیبانی می‌کنند. 

جمهوری اسلامی اینترنت را از «دست‌رس» عموم خارج کرده و مدام برای همین عموم مردم پیامک می‌فرستد که «زدیم و دریدیم و بریدیم و شکستیم دشمنان را سر و سینه و پا و دست». خوب اگر واقعا این‌همه کارتان درست است، اینترنت را هم در دست‌رس مردم قرار دهید تا مردم هم به شواهد این ادعای شما دست‌رسی داشته باشند یا شواهد نقض آن‌را هم ببینند و نتیجه‌ای «درست» از واقعیت بگیرند. 

والا می‌شود عمل با عبید زاکانی ادعا با دیگران.