«ماشاالله شمس‌الواعظین» در سرمقاله نخستین شماره «روزنامه همشهری» آذر ۷۱ نوشت: «بر پایه برخی پیش‌بینی‌های موجود، جمعیت ایران در سال ۱۴۰۰ شمسی به حدود ۱۳۰ میلیون نفر خواهد رسید.»

درست است که این پیش‌بینی را شمس‌ نکرده و دیگرانی کرده‌اند و ماشاالله به آن استناد کرده‌بود. اما این پیش‌بینی زمانی صورت گرفته که طرح «کنترل جمعیت» بر پایه شعار «جمعیت کم‌تر زندگی به‌تر» در حال اجرا بود و به خانواده‌هایی که دو بچه بیش‌تر نمی‌آوردند، امتیازاتی داده و برای فرزند سوم به بعد هم محدودیت‌هایی ایجاد می‌شد، و این طرح مورد اقبال عمومی قرار گرفته‌بود. 

 تحلیل‌گر نباید صرفا به یک متغیر تکیه کند. همان‌طور که روزنامه‌نگار نباید تنها به یک منبع بسنده و باید خبرهای خود را با یکی دو منبع دیگر «دبل‌چک» کند. 

در پیش‌بینی مورد استناد آقای شمس‌الواعظین در مورد جمعیت ایران در سال ۱۴۰۰، خطای محاسباتی واضح وجود داشت. کافی بود جمعیت آن روز کشور، متوسط سن ازدواج و یکی دو فاکتور دیگر را از مرکز آمار گرفته و با فرض این‌که هر خانواده گوش به حرف دولت ندهد و ۴ فرزند هم بیاورد تقریبا عددی با خطای ۵ میلیون به‌دست می‌آمد، نه با خطای فاحش ۴۰ میلیون.

این را هم اضافه کنیم که تازه ۱۵ سال پس از تحلیلی که آقای شمس به آن اشاره کرده، تمام طرح‌های تشویقی دولت برای فرزند کم‌تر، برعکس به فرزند بیش‌تر تعلق گرفت و تمام سیاست‌های کلان جامعه هم بر تبلیغ، تشویق و ترغیب مردم به جمعیت بیش‌تر و با شعار «جوانی جمعیت» و ... قرار گرفت. 

و نکته جالب این‌که اصلا گوشی به وعده‌های احمدی‌نژاد و بعد از او سیاست‌های کلی نظام در مورد جمعیت زیاد بده‌کار نبود و سرانه زادوولد در کشور منفی هم شد و حتی به سختی به یک کودک در خانوار می‌رسید. سرانه ازدواج هم منفی شد و طلاق بالا رفت. 

تحلیل امروز شمس‌الواعظین هم دست‌کمی از تحلیل ۳۵ سال پیش ایشان ندارد که قناسی آشکاری با واقعیت دارد. شمس‌الواعظین در این تحلیل آرزو و آرمان خود را به‌جای واقعیت نشانده‌است. در حالی‌که در تحلیل ۳۵ سال پیش که از تولد روزنامه همشهری ـ که کمر روزنامه‌نگاری مستقل را شکست ـ ابراز خوشحالی می‌کرد که کمر بسته تا بار جمعیت ۱۳۰ میلیون نفری ایران را بر دوش بکشد. 

بعد از شهرداری تهران دولت هم هوس روزنامه کرد و روزنامه ایران آمد و مدیران این روزنامه‌ها هم آن‌هایی که شمس تصور می‌کرد نماندند و اغلب راهی دیار فرنگ شدند و جای غلامحسین کرباسچی را فرید حداد عادل و جای وردی‌نژاد را جوانفکر و جوان‌هایی مثل بذرپاش گرفتند که امروزه مطالعات و تحقیقات آن‌ها مبنای تحلیل امروز آقای شمس شده است. 

کاش شمس به همان کسوت خانوادگی که وعظ و خطابه بود تمایل پیدا می‌کرد و کاری به‌کار روزنامه‌نگاری و تحلیل نمی‌داشت.