می‌شود یا خوش‌بینی بسیار بالا فرض گرفت که تنها ۱٪ از جمعیت جهان از هر عقیده و باوری با «فرزندآوری» مشکل دارند. درصد، خیلی کم‌تر از این است اما در به‌ترین حالت و دست‌بالا می‌شود فرض گرفت که یک‌درصد. ۹۹٪ بقیه، هم آروزی پدر و مادر شدن دارند، و هم علاقه به داشتن فرزندان بیش‌تر، خانواده گسترده‌تر، خواهر و برادر بیش‌تر و بعد خاله، عمه، عمو و دایی بیش‌تر.

اما از این ۹۹٪ جمعیت قابل‌توجهی به سرنوشت و سلامتی، آینده، رفاه، اشتغال، تحصیل و خلاصه «کیفیت» زندگی فرزند، بسیاربسیار بیش‌تر از تعداد و «کمیت» آن‌ توجه می‌کنند. به‌ همین خاطر طرح «تنظیم خانواده» که در سال‌های دهه ۷۰ در ایران اجرا شد، از سوی اغلب قریب به اتفاق خانواده‌ها مورد استقبال قرار گرفت. حتی برخی زوج‌ها تن به پذیرش جراحی مختصری در دستگاه تناسلی برای عقیم‌شدن دائمی هم دادند. شاید مختصری پشیمان هم شده باشند، اما عموما راضی بودند. 

این طرح البته در میان حوزویان مخالفان جدی داشت. ولی چون حاکمیت یک‌صدا با آن هم‌راه بودند، مخالف‌خوانی‌های مختصر حوزویان شنیده نشد. 

طرح‌های تشویقی برای فرزند کم‌تر، تنها توزیع وسایل جلوگیری از بارداری مثل قرص و کاندوم رایگان، و عمل جراحی‌ رایگان بستن لوله‌ها برای عقیم‌سازی دائمی بود. هیچ وام، زمین، مسکن، سپرده‌گذاری، سهمیه معافیت یا تسهیلات دیگری در کار نبود. 

نتایج این طرح خودش همه پاداش و کیفیت برتر و به‌تر زندگی بود. پدری که یک یا نهایتا دو فرزند داشت، مجبور نبود سه شیفت سرکار برود. مادری که یک یا نهایتا دو فرزند داشت به‌تر و بیش‌تر می‌توانست برای فرزند یا فرزندان‌اش وقت بگذارد. مدارس لازم نبود دو شیفته و سه شیفته شود. در نتیجه کیفیت آموزش به‌تر می‌شد. همین کیفیت به آموزش عالی نیز تسری پیدا می‌کرد. یعنی کلاس‌های دانشجویی خلوت‌تر و وقت بهینه‌تری برای تعامل استاد و دانش‌جو در دانشگاه‌ها.

دانش‌آموختگانِ کم‌تر هم، فرصت شغلی بیش‌تری داشتند. پزشکان و پرستاران و کادر درمانی که در آن فضاهای بهینه تربیت می‌شدند، خدمات‌شان هم بهیه‌تر بود و تعداد بیماران هم طبیعتا کاهش می‌یافت. و نیاز به افزایش فضاهای کالبدی درمانی و به‌قول سپهری «رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ» نبود.  

بر همین قیاس؛ ترافیک، آلودگی، مصرف، بیماری، و ... کم‌تر بود، مسکن، تولید، اشتغال، تعلیم و تربیت  و ... هم به اندازه، با کیفیت و متناسب میان شهروندان توزیع می‌شد. این‌ها تازه بخش بسیار کوچکی از نتایج ارزش‌مند طرح «تنظیم خانواده» بود. 

اما سوگ‌وارانه دولت هاشمی رفسنجانی در کنار این طرح بسیار ارزش‌مند، طرح فوق‌العاده مخرب و بسیار ویران‌گر «مدرک‌فروشی» در قالب مدارس نمونه مردمی، مدارس غیرانتفاعی، مدارس شاهد، و ... در آموزش و پرورش، و دانشگاه آزاد، دوره‌های شبانه، دانشگاه پیام نور، دانشگاه‌های علمی کاربردی، دانشکده‌های فنی و ... در آموزش عالی ایجاد کرد. احمدی‌نژاد ظرفیت همه این‌ها، خصوصا پیام‌نور را چندین برابر افزایش داد. از تولید به مصرف، جوهر مدرک خشک نشده از پشت میز دانشجویی بلند شده روی صندلی استادی می‌نشستی.

نتایج آن طرح ویران‌گر، اکنون گریبان‌گیر جامعه شده‌است. بیش از نیمی از جمعیت جوان و توانای کشور «مدرک» دارند و کار در بنگاه‌های تولیدی را کسر شأن خود و خانواده خود می‌دانند، و دربه‌در دنبال «میز» می‌گردند که پشت آن بنشینند و ماهانه حقوق بگیرند. 

با وجود این‌که از سال ۵۷ به این سو، ساختار دولت در ایران بسیاربسیار فربه‌، و میزهای بسیاربسیار زیادی به میزهای مورد نیاز کشور اضافه شده، اما به هیچ‌عنوان میزان افزایش «میز» به گردپای میزان افزایش «مدرک‌» نمی‌رسد. خط تولید مدرک و تحویل به مشتری، به علت «تقاضا»ی بالا، به بسته‌بندی و خشک‌شدن امضا نرسیده، تحویل می‌شود، در مقابل خط تولید «میز» به علت فقدان نیروی انسانی کافی هر روز کم‌تر از دیروز، هر هفته کم‌تر از هفته و هر ماه و هر سال هم کم‌تر از بازه زمانی پیش از خودش شده، و این سیکل معیوب در دو سر ادامه دارد. 

به این دو سیکل معیوب در دوره احمدی‌نژاد، سیکل معیوب «جوانی جمعیت» هم اضافه شد، اما خوشبختانه با وجود همه وعده و وعیدها، رانت، معافیت‌ها، وام‌ها و سیاست‌های تشویقی و تنبیهی و ... نه‌تنها مورد استقبال مردم قرار نگرفت، که روند باروری، و ازدواج کاهش پیدا کرد، سن ازدواج و گرایش به ازدواجِ بدون فرزند یا ازدواج سفید و سایر اشکال هم‌سقف یا هم‌آغوشی‌های بدون باروری افزایش یافت. 

این‌ها نتایج ویران‌گری در ادامه به‌دنبال خواهد داشت. اما از همین الان هم افزایش میزان افسردگی، اعتیاد، جرم و جنایت، زندانی، و ... و به همان نسبت زندان و دادگاه و کادر قضایی و وکیل و ... فساد ویران‌گری را در پی داشته است. 

با وجود همه این شواهد که نشان می‌دهد «طراوت و جوانی جامعه» با کمیت نسل افزایش نمی‌یابد و این کمیت باید هم‌راه با کیفیت و خدمات متناسب با رده‌های سنی مختلف از نوزادی تا کهن‌سالی باشد، اما مرغ حاکمیت در بدترین شرایط هم یک پا دارد و «فرزندآوری» در «ثریا» هم باشد باز زمام‌داران جمهوری اسلامی به‌دنبال آن می‌روند.