خیابان حق مردم است
30 فروردین · · خواندن 3 دقیقه غلامعلی حدادعادل ضمن تاکید بر نقش پررنگ مردم در تحولات اخیر، از شکلگیری سهگانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» سخن گفت و انتخاب قالیباف بهعنوان رئیس تیم مذاکرهکننده را نمادی از تحقق این رویکرد دانست.
به گزارش ایسنا، رئیس اسبق مجلس جمهوری اسلامی گفت: امروز دوگانه میدان و دیپلماسی که چندین سال قبل مطرح بود، با حضور باصلابت مردمی تبدیل به سهگانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» شده است.
به گفته او ابعاد این سهگانه امروز در ترکیب هیئت مذاکرهکننده و مخصوصا در انتخاب و نقش محمدباقر قالیباف بهعنوان رئیس آن مشهود و محسوس است.

حدادعادل ضمن تمجید از گفتوگوی تصویری قالیباف با مردم تاکید کرد: وحدت و همدلی در این سه گانه، برکات شگرفی برای ایران و انقلاب داشته و خواهد داشت.
وی همچنین درباره تعویق انتخابات شوراها یادآور شد: در این مقطع زمانی، تصمیم درست، خیابان را از آفت و آسیب صفبندیهای سیاسی و انتخاباتی حفظ کرد تا این رخداد انشاءالله در «وقت و شرایط مناسب انتخاباتی» برگزار شود.
▪️
دیپلماسی خیابان را بیش از سه دهه پیش استراتژیست شاخص سیاسی معاصر «سعید حجاریان» با نظریه «فشار از پایین، چانهزنی در بالا» مطرح کرد. این نظریه زمانی مطرح شد که بالا یا حاکمیت که در اقلیت بود، هیچ وقعی به خواست خیابان یا مردم نمینهاد.
نمونه بارز و شاخص آن، انتخابات ریاستجمهوری ۷۶ بود که تمام شواهد و قرائن حاکی از آن بود که نامزد «حاکمیت» علیاکبر ناطقنوری است. روزنامه ابرار یکی دو روز مانده به پایان زمان تبلیغات انتخاباتی در تیتر درشت از قول مرحوم مهدویکنی رئیس جامعتین اعلام کرد که: «حدس میزنیم نظر مقام معظم رهبری به آقای ناطقنوری است».

رهبری در آن زمان نهتنها این نظر را رد نکرد، بلکه در سخنانی تلویحا بر آن صحه هم گذاشت. سخنانی که در واکنش به ادعاهای هواداران خاتمی مطرح و اعلام میکرد: «رهبری نظری روی فرد خاصی ندارد» و رهبری در پاسخ به آن اعلام کرد: «مگر میشود رهبری نظر نداشته باشد؟» همین سخن یعنی نظر دارم و نظرم را هم رئیس جامعتین در روزنامه ابرار اعلام کرده و اگر غیر این بود آنرا رد میکردم.
برخلاف انتظار «بالا» در ۷۶ پایین رأی آورد، اما خاتمی اجازه پیادهسازی کامل و نهایی برنامههایاش را پیدا نکرد. ناگفته نماند که یکی از موانع اصلی اجرای برنامههای خاتمی رئیس «مجمع تشخیص مصلحت نظام» بود که تلاش میکرد جایگاه مجمع را نه بهعنوان یک نهاد نظارتی و مشورتی، که یک نهاد اجرایی آنهم نه به موازات ریاستجمهوری که فراتر از آن بنشاند.
اما موضعگیریهای بهموقع «حجاریان»ها او را مجبور به عقبنشینی کرد و بعد که او از سمت جامعتین کنار زده شد تازه به فکر اصلاحطلبان افتاد. هاشمی پس از ناکامی در برکشیدن مجمع، تلاش کرد شانس خود را در قامت ریاست دوباره قوه مقننه بیازماید تا از آن جایگاه امثال ابراهیم اصغرزاده، سعید حجاریان، محسن آرمین و مصطفی تاجزاده را نقرهداغ کند که اینبار «خیابان» و صندوق به او نه گفت.
هاشمی البته با دستکاری که در آراء به بهانه بازشماری تعدادی از صندوقها شد، نفر سیام شد. اما چون نمیخواست روی صندلی نمایندگی بدون جایگاه ریاست بنشیند، استعفا داد که در نتیجه آن استعفا، همین جناب آقای «حدادعادل» به مجلس ششم راهیافت و از روی همان کرسی نمایندگی مجلس را وفق مراد خودش هدایت و در نهایت همه را به ردصلاحیت برای دوره بعدی کشاند تا خودش در جایگاه ریاست بنشیند.
خیابان امروز هم در اختیار «بالا» نیست. فعلا در اختیار «مردم» هم نیست. اما به این قاعده وفادار بمانیم که در هر صورت: «خیابان مال مردم است».