آقای شجاعی! ناگهان چه زود دیر میشود
19 فروردین · · خواندن 3 دقیقه سید «مهدی شجاعی» داستاننویس، روزنامهنگار، و مدیرمسئول ماهنامه و انتشاراتی «نیستان» که شرح حدود ۳۰۰ صفحهای بر خطبه معروف به «همام» نهجالبلاغه باعنوان متقین دارد، و مورد وثوق و علاقه اغلب سران نظام از جمله میرحسین موسوی و علی خامنهای بوده، امروز در نامهای با تاکید بر اینکه تا دیرنشده کاری بکنیم درخواست کرده که هرکس میتواند «بلاندیده دعا را شروع کند».

مهدی شجاعی آدم خوب و پاکنیتی است. اما خطاهای تاکتیکی بسیار در کارنامه دارد. از طرفی کارهای نکردهای که فقط از عهده او برمیآمد و انجام نداد تا کار به اینجا کشید نیز دارد. تنزهطلب نبود، خطای راهبردی داشت. عجیب است که این آدم نهجالبلاغه میخواند و به علی خامنهای که اخلاق اسلامی را بیآبرو کرد، در حد یک قدیس احترام میگذاشت.
شجاعی دختر نازنینی داشت بهنام «ریحانه» که در کودکی در اثر سانحه تصادف از دنیا رفت. آنقدر نظام برای این نویسنده مذهبی احترام و قدر قائل بود که خبر درگذشت دختربچه او در یکی از برنامههای خبری رسانه ملی اعلام شد.
مرحوم علی خامنهای این سوگ را به مهدی شجاعی تسلیت گفتهبود. پاسخ مهدی شجاعی به تسلیت خامنهای در حکم پاسخ به ابراز همدردی یک قدیس بود و سوگوارانه همین مدحهای افراطی خامنهای را به ورطه هلاکت انداخت.
علیبنابیطالب در روایات متعدد اطرافیاناش را از مدح و ذم افراطی برحذر میدارد. بهعنوان مثال در خطبه ۱۲۷ آورده: «سَيَهْلِكُ فِيَّ صِنْفَانِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ إِلَى غَيْرِ الْحَقِّ وَ مُبْغِضٌ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ إِلَى غَيْرِ الْحَقِّ وَ خَيْرُ النَّاسِ فِيَّ حَالًا النَّمَطُ الْأَوْسَطُ». بهزودى دو گروه نسبت به من هلاک مىگردند: دوستى كه افراط كند و به غير حق كشانده شود، و دشمنى كه در كينهتوزى با من زيادهروى كرده به راه باطل درآيد. بهترين مردم نسبت به من گروه ميانهرو هستند.»
مهدی شجاعی که در تسلطاش به قدر وسع خودش به متون کلامی تردیدی نیست، اما مطمئنا خودش بهتر از خودش میدانست که در زمان خودش تنها فقیه وارستهای که کلاسهای شرح نهجالبلاغهاش شلوغترین، در کنار دیگر دروساش بود، مرحوم «حسینعلی منتظری نجفآبادی» بود.
همین علی خامنهای در ۹ آبان ۶۴ مرحوم منتظری را جانشین «منحصر بهفرد» ولیفقیه معرفی کرده و چند سال بعد همان علی خامنهای همین حسینعلی منتظری را محصور میکند و از «مهدی شجاعی» شجاعتی در اعتراض به این ظلم آشکار دیده و شنیده نمیشود.
مهدی شجاعی خوانده بود که «من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین! فلم یجبه فلیس بمسلم» اما وقتی صدها شهروند ایرانی که صرفا به حق رأی خود در انتخابات ۸۸ معترض بود کشتهشدند و صدای بلند پدر و مادر و خانواده اینها به «یاللمسلمین» بلند شد، صدایی از مهدی شجاعی که خداوند از زمره آنها عهده گرفته که ساکت نباشند شنیده نشد.
و البته صدایی هم از همین سید مهدی شجاعی نویسنده مذهبی وقتی در داغستان و چچن و گروزنی و همین امروز در ترکستان شرقی «مسلمان» نسلکشی میکردند، برنیامد.
از نظر شجاعی و شجاعیها «ظلم» اگر «نتانیاهو» یا »ترامپ» بکند بد است. اما اگر یلتسین و پوتین و چین و صربستان و صدام بکنند بد نیست و آمریکا حق ندارد دست صدام را از ظلم به مردم مظلوم عراق کوتاه کند.
تردیدی نیست که مهدی شجاعی اگر احتمالا امروز در تسلط به فقه و کلام از منتظری سرآمده باشد، اما در بیباکی و شجاعت او در دفاع از حق ابدا به گرد پای آن مرحوم هم نخواهد رسید.
با این اوصاف، اوضاع از آنچه آقای سید مهدی شجاعی اکنون تصور کرده بسیار وخیمتر و شرایط بهقول مرحوم قیصر امینپور پیش از آنکه فکر کنیم «ناگهان چه زود دیر میشود» و شدهاست. کاش مهدی شجاعی آنروز که خلاف بین شرع و عقل و اجتهاد و کلام و تفسیر و معنویت و روحانیت؛ علی خامنهای را جنین سخنگو خواندند و تشویق شدند، به سخن میآمد و علاج این وقایع را از آن زمان آغاز میکرد. امروز دیگر خیلی دیر شدهاست.