گرفتار خودتحریمی هستیم نه تحریم
22 فروردین · · «حسین درودیان» که ایسنا از او بهعنوان «یک کارشناس اقتصادی» یادکرده با بیان اینکه «از ظرفیت تنگه هرمز باید برای کاهش یا رفع تحریمها استفاده شود» گفته: دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز ایده خوبی است. اما موضوع اصلی ما باید استفاده از این اهرم برای رفع تحریمها باشد. ... دسترسی به منابع ارزی و دانش فنی برای بازسازی، همه مستلزم تخفیف در تحریمهاست. لذا مهمترین کارکردی که تنگه هرمز میتواند داشته باشد این است که به عنوان ابزار و اهرم برای رفع تحریمها استفاده شود.»
این ادعا را یک آدم معمولی هم میداند که غلط است. حدود یک قرن پیش «سوارد» آلاسکا را از شوروی خرید. کارشناسان آنزمان از این خرید به عنوان «خطای سوارد» یاد کردند. اما ربع قرن نگذشت که شوروی متوجه شد چه خطای بزرگی مرتکب شده و چه زمینی که بهقول استاد باستانیپاریزی «به او جو میداده» را فروخته و در عوض (با عرض پوزش) «خری گرفته که جو میخورد».
اگر ایران بتواند گرفتن عوارض از آبراهه هرمز را تثبیت کند، بهقول قدیمیها «آبباریکهای» برای منابع درآمدی در بودجه ایران ایجاد میشود که حالاحالاها خشکشدنی نخواهد بود. اما تحریمها بهسادگی قابل رفعشدن است. مشروط بر اینکه سردار نقدی که مدعی بود باید در نمازشبها دعا کنیم تحریمها بیشتر شود، احمدینژاد که تحریمها را کاغذپاره میخواند و کسانی که تحریم را نعمت میدانستند، اعتراف کنند که اشتباه میکردیم. همینکه الان جناب درودیان به آن اعتراف میکند اما شهامت ندارد بگوید آب این جوی از کجا گل شد. بهمحض فهم این مطلب فرایند بلااثرکردن تحریمها آغاز میشود.
اما تا این تفکر حاکم باشد، میلتون فریدمن، داگلاس نورث، ایلان ماسک، بیل گیتس و پدران علم اقتصاد هم نمیتوانند اقتصاد کشور را سروسامان دهند.
من آقای درودیان را نمیشناسم. اما آقای راغفر اقتصاددان اصولگرا گفته که گرفتن حق عبور یا عوارض از تنگه هرمز میتواند درآمد سرشاری برای اقتصاد ایران به ارمغان بیاورد. اما نکته مهم این است که اخذ عوارض یا حق عبور از آبراههها در کنوانسیونها و حقوق دریایی پیشبینی نشده، اما شاید به عنوان برگی برنده بتوان در مذاکرات پاکستان روی آن تفاهم کرد، وارد حقوق دریایی و تبدیل به یک منبع درآمدی پایداری برای بودجه کشور کرد.
سوگوارانه نه آقای درودیان و نه آقای راغفر و نه بقیه اقتصاددانان ایران شهامت اینرا ندارند که اعلام کنند راهبرد ما در مقابله با بلایی بهنام «تحریم» راهبرد غلطی بوده و باید از این راهبرد کوتاه بیاییم و اعتراف کنیم که شعار اشتباه میدادیم که «آنقدر قطعنامه بدید تا قطعنامهدونتون پاره بشه»! درحقیقت این رشته روابط مالی، فنآوری، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما بود که به تحریمها پاره شد، نه قطعنامهدون آنها.
و شرط نخست اصلاح خطا، پذیرش آن است و تا این گام را برنداریم، همه دنیا را هم داشته باشیم به قمار غرور میبازیم.