عبدالرضا رحمانی فضلی که از مشاوران نزدیک و سهم علی لاریجانی هم در کابینه دولت‌های یازدهم و دوازدهم حسن روحانی بود، این‌روزها سفیر ایران در چین است. 

یادمان نرود، انتخابات ریاست‌جمهوری که همین رحمانی‌فضلی برگزار می‌کرد، وقتی علی لاریجانی برای ثبت‌نام رفته بود، وزارت کشور لوکیشن تصاویر و ویدویوهای ویژه تبلیغاتی آن فقید شد، با تصور این‌که قطعنا رئیس‌جمهور آینده خواهد بود. ابدا کسی باور نمی‌کرد او رد صلاحیت بشود که شد. 

روسیه و چین که از دوره احمدی‌نژاد، ایران حیات خلوت‌شان شده بود، حتی یک‌بار هم از «حق وتو»ی خویش برای وتوی یک قطعنانه تحریمی علیه ایران استفاده نکردند. سهل است، رأی مثبت هم داده‌اند. 

از این گذشته، پس از آن‌که به بهانه کارِ به‌تر، کارگزاران وزارت نفت احمدی‌نژاد پیمان‌کاران فرانسوی و غربی را از پارس جنوبی و عسلویه بیرون کردند و چینی‌ها را جای‌گزین کردند، چینی‌ها که جای پای‌شان سفت شد و پروژه‌ها را به‌قولی زخمی کردند، کار را نصفه و نیمه و به‌قولی دیگر مثل استخوانی لای زخم رها کردند و رفتند. و شد آن‌چه شد. 

اما به همین شلیک به پا بسنده نکرده و خوب که ذخیره‌های دوران خاتمی ته کشید و قیمت نفت از آن نرخ نجومی پایین آمد، حالا نمایندگان‌شان به کشورهای عربی سفر کرده و در اجلاس‌های شورای همکاری شرکت و به نوبت، پای بیانیه‌هایی که یک بندِ ثابتِ غیرقانونیِ آن تعلق جزایر سه‌گانه ایرانی به امارات بود را هم امضا و این‌بار به سر هم شلیک کردند

چین حتی آن‌قدر گستاخ بود و زمام‌داران جمهوری اسلامی را به هیچ گرفت که در دوره رئیسی یک مقام از کار برکنار شده رده چندم را برای پاره‌ای توضیحات و توجیهات در پاسخ به اعتراض امیرعبداللهیان به ایران فرستاد و وقتی بازگشت گندش درآمد که طرف اصلا کاره‌ای نبوده که همین توجیه نیم‌بندش هم محلی از اعراب داشته باشد. 

اکنون دست ایران برای بستن تنگه هرمز زیر ساطور چین است و به‌خاطر همین چین، جمهوری اسلامی نمی‌تواند تنگه را مطلقا ببندد. بنابراین پس از این‌که اطمینان از وجود راهی مطمئن برای عبور کشتی‌های چینی حاصل و تضمین‌های لازم اخذ شده، نفت ریختهِ «وتو» را نذر رد قطعنامه‌ پیشنهادی بحرین کردند که این‌بار هم اگر خواستند هم به پا هم به سر شلیک کنند، هیچ مانعی جلودارشان نباشد. 

و البته اگر رحمانی فضلی نگوید عطر من خوش‌بوست توقع دارید عطار نیشابوری بگوید؟