کاریزما و کلام

هر چه ما را لقب دهند آنیم

شوربختانه ضرب‌المثل‌های زبان فارسی گاها شامل الفاظ نامناسب و بعضا رکیکی است که استفاده از آن‌ها را دش‌وار می‌سازد. اما گاهی هیچ مثل یا متل مشابهی برای بیان قریب‌به‌ذهن یک واقعیت باقی نمی‌ماند. من البته در این ضرب‌المثلی که  استفاده می‌کنم رکاکت آن‌را سانسور می‌کنم.

وقتی گوسفند یا میشی را سلاخی کردند، قصاب بلافاصله سوراخ کوچکی با کارد در قسمتی از دست یا پای لاشه ایجاد و دهان خود را بر آن سوراخ گذاشته و لاشه را باد می‌کند تا پوست از بدن به‌تر جدا شود.

خوب که باد کرد، به شصتی سوراخ را گرفته و با دست دیگر چند مشت بر پک و پوک و پوز و ... لاشه می‌زند و بعد مشغول کنندن پوست آن می‌شود.

در ضرب‌المثل فارسی این مشت را نشانه تحقیرِ مضاعف بعد از کشتن گرفته و می‌گویند فلان عمل مثل مشت در ... بود.
▪️
شورای سردبیری ایران اینترنشنال ۱۶ آوریل با انتشار بیانیه‌ای از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامه‌نگاران مسقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمی‌دهند محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب به کار خود ادامه خواهد داد. 

به‌قولی خودشان را به مثلا BBC، یونایتدپرس، یا رویترز چسبانده و پرسیده‌اند: «ما سه تا را کجا می‌برید؟». 

هرگونه محدودیت برای آزادی بیان در هر جایی و برای هر رسانه، خبرنگار یا بستگان خبرنگاران ممنوع و محکوم است. اما این «رسانه مستقل» در آن بیانیه حکم آن مشت آخری بعد از سلاخی را داشت.

رسانه‌ای که مجری‌‌ـکارشناس‌اش رسما از ادبیات جنگ و تهدید به تلافی‌کردن کسانی که با رضا پهلوی هم‌راهی نکردند استفاده، و سردبیری رسانه او را اخراج نمی‌کند و باز هم تریبون می‌دهد؛ یا رسانه‌ای که گزارش‌گر معروف‌اش در گزارش‌ها در مورد سوژه‌ها از ادبیات تحقیر و توهین‌آمیز استفاده می‌کند، شاید طناز خوبی و نویسنده حرفه‌ای باشد، اما خبرنگار و روزنامه‌نگار نیست و شبکه‌ای که این «رجزها» را منتشر و موکد بازنشر می‌کند هم، اساسا رسانه نیست، مستقل‌بودن پیش‌کش.

من البته به منابع مالی رسانه ابدا کاری ندارم. رسانه بدون منابع مالی نمی‌تواند روی پا بماند. اما در رسانه‌ها آن‌چه پیش و بیش از منابع مالی مهم‌ است، «منابع خبری» و وفاداری به منشور حرفه‌ای اخلاق روزنامه‌نگاری است که روزنامه‌نگار را از هرگونه تحریف، توهین، تحقیر، تهدید، تعریف و مذمت ممنوع، و رسانه‌ها را به رعایت اصل اساسی «بی‌طرفی» توصیه می‌کند. 

عقرب جرّاره عقربی است که نیش و زهر آن سمی‌تر و بسیار کشنده‌‌تر از عقرب‌های عادی است.

مار غاشیه هم ماری است که در ابیات دینی اسلام به آن اشاره شده و بسیار ترسناک و چندش‌ناک‌تر است که به‌سبب نافرمانی‌های برخی بندگان خدا و شرک‌ورزیدن‌ها، گریبان‌گیرشان می‌شود.

در این ضرب‌المثل، هر دو نمونه‌ای از عذاب‌های جهنمیان است؛ یعنی از ترس عذابی شدید و سخت‌، به عذابی شدیدتر و سخت‌تر پناه می‌برند.

این ضرب‌المثل قرابت معنایی دارد با ضرب‌المثل‌هایی مثل: از چاله به چاه افتادن و از ترس بد به بدتر پناه بردن.

یک ضرب‌المثل عربی هم هست بدین عبارت: «المستجیر من الرمضاء الی‌النار» یعنی مانند گرفتاری که از خاکستر سوزان به آتش پناه می‌برد.

بر این سیاق مََل، داستان، افسانه، نماد و ضرب‌المثل زیاد است. اما بستگی دارد چه کسی از آن استفاده کند و بد و بدتر از نظر او چه باشد یا این‌که آیا خود او مثلا بین احمدی‌نژاد و هاشمی مجبور به انتخاب شده یا به دیگران توصیه کرده بین این یا آن، آن یا این را انتخاب کنند.

مسلما از دید هواداران این، آن مار غاشیه و چاه و آتش است و این عقرب جرَراه و چاله و خاکستر، و از دید آن برعکس.

خلاصه که از دید من پناه‌بردن از جمهوری اسلامی به سعید قاسمی‌نژاد و علیرضا کیانی و شاهین نجفی و امیر اعتمادی و سعید قاسمی‌نژاد و علی کریمی و ... مثل پناه بردن الی‌النار است.