قدردانی، قدرشناسی و سپاسگزاری
4 اردیبهشت · · اشاره: (این پست با توجه به اینکه احتمال میدادم با فعالشدن گوگل اطلاعات این سیستم قابل جستوجو از سوی آن موتور باشد نوشته بودم که بعدا منتشر کنم. اما چون دیدم این سرویس قابلیت ورود به گوگل ندارد، اکنون منتشر و با دوستان عزیر خداحافظی میکنم.)
سالها پیش تلوزیون ایران برنامه نقد فیلمی داشت با اجرای جاوانیاد «اکبر عالمی» که هم فیلمهای ویژهای برای نقد انتخاب، و هم مهمانان خاصی را بهعنوان کارشناس دعوت میکرد.
در یکی از قسمتهای این برنامه، فیلمی ژاپنی پخش شد که کل لوکیشن فیلم و فضاها محدود به یک چادر ایلی بود. فیلم با انتخاب زمینی برای استقرار چادر آغاز، و با فرایند گشودن و استقرار چادر، اتاقبندی برای اعضای خانواده، ایجاد مکانهایی در اطراف چادر برای آغل گوسفندان و مالهای خانواده و نحوه استقرار و زندگی آغاز میشد. و با برچیدهشدن همان چادر در پایان فصل و کوچکردن به منطقه دیگری پایان مییافت.
مهمان یا کارشناس آن برنامه «ابوالفضل جلیلی» سینماگر گمنام اما بسیار حرفهای و اندیشمند سینمای ایران بود. سکانس پایانی فیلم تصویری بود که چادر جمع، و با همه وسایل دیگر خانواده بار مالها شده و آماده حرکت است. پیش از حرکت، پدر خانواده روی همان زمین که مرکز استقرار چادر بود و الان خالی شده مینشیند و با حرکاتی نیایشی از زمین برای میزبانی سه یا چند ماهه آنها سپاسگزاری میکند.
جلیلی در توضیح این سکانس خاطرهای از زندگی شخصیاش تعریف کرد که یک خودرو جیپ داشته که سالها برای یافتن لوکیش فیلمها و جابهجاییها تنها «اسبسواری»اش بوده و بعد از مدتی دیگر بهکارش نیامده و میبرد در بازار خودروفروشان بفروشد.
جلیلی میگفت پس از آنکه مشتری پیدا شد و به توافق رسیدیم و پول را گرفتم، از صاحب جدید جیپ خواستم اجازه بدهد من با «جیپ» خداحافظی و بهخاطر خدماتی که طی این سالها به من داده سپاسگزاری کنم.
دسترسی به اینترنت جهانی و طبیعتا وبلاگهای بلاگر هم به مرور فراهم میشود و ما کاربرانی که بهکار با آن سرویسها عادت داریم و خواهینخواهی امکانات آن سرویسها بسیار بهتر از سرویسهای بومی است، ناچار از کوچ به سرویسهای جهانی هستیم.
من وظیفه خود میدانم در این سکانس پایانی از مدیریت محترم و برنامهنویسان سرویس «بلاگایکس» که در این مدت محرومیت ما از سرویسهای جهانی به بهترین شکل از ما میزبانی کرده و به ما بهرایگان خدمات مطلوب و مطبوعی ارائه دادند سپاسگزاری کنم.
بدون شک محرومیتهایی که زمامداران کشور ما بر مجامع علمی تحمیل و آنها را از تعامل با مجامع بهروز فناوری و آکادمیک دنیا محروم کردهاند، در همه عرصهها کشور را عقب نگهداشته و این عقبماندگی ناخواسته شامل برنامهنویسان ایرانی هم شدهاست.
با امید به اینکه به مرور این محرومیت و محدودیتها هم برداشته و سرویسهای بومی از جمله بلاگایکس هم به قدرت بلاگر یا حتی بهتر از آن دستیابند، تا دیداری دیگر دوستان عزیز این سرویس را به آنچه نگهبان خود میدانند میسپارم. خوشحال میشوم بنده را مشمول مرحمت و نگاه مهربانانه خود نموده و روی بلاگر هم به این آدرس به بنده سر بزنید. قدمِ چشمهای شما روی چشم من!