کاریزما و کلام

هر چه ما را لقب دهند آنیم

اداره رسانه یا شبکه رسانه‌ای با جیب خالی ممکن نیست. پول و درآمد می‌خواهد. همه ابرشبکه‌ یا غول‌های رسانه‌ای جهان با «درآمد» می‌چرخند و این درآمد را باخلاقیت خاص «بازچرخانی» می‌کنند. یکی از راه‌های کسب درآمد «تبلیغ» محصول و خدمات و کالا است. 

کاربر ایرانی از «تبلیغ» متنفر نیست. از تبلیغ «دروغ» متنفر است. رسانه‌های ایران، هم‌زمان که تبلیغ «شامپویی که ریشه مو و ریش سفید را می‌کَنَد» را می‌کنند، در کنار آن انواع «رنگ مو» را هم تبلیغ می‌کنند. درست است که رنگِ موی سفید هم هست و زنانی زیادی هستند که موی سیاه‌شان را با رنگ‌مو سفیدرنگ می‌کنند و رنگ‌مو اساسا یک کالای آرایشی زنانه است بیش‌تر، اما اگر «شامپوی سیاه‌کننده مو و ریش» وجود خارجی داشت، صنعت رنگ مو ورشکست می‌شد. 

یا دست‌کم علیرضا افتخاری که تبلیغ این شامپو را کرده دیگر موهای خود را رنگ نمی‌کرد تا آبروی ریخته خودش را به‌سختی جمع کند که جمع هم نمی‌شود. افتخاری را مثال زدم. والا زیادند امثال احسان حاج‌صفی و پژمان جمشیدی و دیگران. باور کنید صاحب شرکت تولیدی این شامپو هیچ شرمی از این ندارد که بخشی از پولی که با گول‌مالیدن سر مشتریان نگون‌بخت به‌دست آورده را بدهد به بازی‌گر نقش «نقی معمولیِ» تاس تا برای او با موی مصنوعی سیاه، تبلیغ این شامپو را بکند و باز هم مشتریانی باشند که سرشان آماده کلاه باشد. 

تبلیغ بد نیست. من در توییتر تفریحم دیدن کالاهای تبلیغی و حسرت خرید آن‌ کالاهاست. مثلا دسته ۵ تیغه ریش‌تراش اصل ژیلت که در همه دنیا به قیمت مناسب در دست‌رس مشتری است و برای ما کاربران ایرانی به قیمت گزاف هم آرزو شده، ارزش تبلیغ‌کردن دارد. چون هم‌زمان در فروش‌گاه‌ها برندهای دیگر هم با رقابت عرضه می‌شود و مشتری مختار و مجاز به انتخاب میان انواع برندهاست. برای این مشتری پیش از این‌که به فروش‌گاه برود تبلیغ سودمند و نان آن هم از شیر مادر حلال‌تر. 

اما تبلیغ کالایی که مجور وزارت بهداشت ندارد اما همان وزارت بهداشت عُرضه مهروموم شرکت تولیدی آن کالای قلابی را ندارد، سوهان روی اعصاب مشتری است. 

و نکته مهم‌تر این‌که سرویس Blog.ir چون نخواست به پیشنهادهایی تن دهد، از گرفتن آن تبلیغ‌ها هم محروم شد. و نتوانست توازنی میان دخل و خرج ایجاد کند. پس کرکره را پایین کشید. این یعنی آن‌هایی که وزارت بهداشت جرأت مهروموم‌کردن کسب حرام‌تر از شیر خوک‌شان را هم ندارد، فقط خودِ صاحب شرکت که پدرش زمانی نماینده مجلس بوده نیست. سهام‌داران دیگری در میان تصمیم‌سازان دارند. 

و کاربر ایرانی با این تناقضات سخت می‌تواند کنار بیاید. ترجیح می‌دهد نان خشک خودش را بخورد و به‌سختی و با ترافیک ۱۰ برابری در یوتیوب ویدیو آپلود کند، اما دوروبر آپارات پیدای‌اش هم نشود. 

به‌قول شیوخ عشیره فیلم «عروش آتش» ما آن‌چه شرط مشتری‌ یا کابرمداری بود را گفتیم. بقیه‌اش با بلاگ‌ایکس.