صبح جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ رسانه‌های جمهوری اسلامی در خبری پر سروصدا به‌ نقل از روابط عمومی سپاه اعلام کردند که دومین جنگنده فوق‌پیشرفته اف-۳۵ آمریکایی در آسمان مرکزی ایران به‌دست سامانه پدافند پیش‌رفته هوافضای سپاه منهدم شد.

بلافاصله نیروهای هوایی ارتش آمریکا تصاویری از یک عملیات پیچیده برای نجات یک خلبان این هواپیما منتشر و اعلام کرد تلاش‌ها برای یافتن سرنشین دوم این هواپیما آغاز شده‌است.

شنبه ۱۵ فرودین و یک روز پس از این حادثه سفارت ایران در اتریش با لحنی فاتحانه با فرض این‌که خلبان گم‌شده به‌دست ایران افتاده یا نهایتا خواهد افتاد با تحقیر نوشت: «ترامپ انتظار دارد ایرانیان چگونه با خلبانان جت جنگنده‌ای که بر فراز کشورشان سرنگون شده، رفتار کنند؟ با همان بربریت عصر حجری که او به اجرای آن در ایران افتخار می‌کند؟ همان بربریتی که در ذهن بدوی خودش لانه کرده است؟ یا مانند مردم متمدنی که مجبور به تحمل جنگی شده‌اند که از سوی غارنشینان کاخ سفید و جنایت‌کاران جنگی خون‌خوار در تل‌آویو به آنها تحمیل شده است؟»

رئیس مجلس ایران نیز در توییتی فاتحانه این رفتار بربرگونه سفیر اروپانشین ایران را پی‌گرفت و نوشت: «پس از ۳۷ بار شکست‌دادن ایران به صورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آن‌ها آغاز کردند، از «براندازی» به «هی! کسی می‌تواند خلبانان ما را پیدا کند؟ لطفا؟» تنزل یافته است. چه پیش‌رفتی! نابغه‌های تمام‌عیار!»
▪️
خلبان بالاخره چند روز بعد بی‌سروصدا پیدا و به آمریکا منتقل شد. روز گذشته روزنامه تایمز از به‌کار بردن یک فناوری «فوق‌محرمانه» جدید و پیش‌رفته در یافتن خلبان آمریکایی در ایران خبر داد که توانسته با حذف تمام صداهای محیطی، از روی ضربان قلب، خلبان را در ارتفاعات ایران پیدا کند. در این گزارش به استفاده CIA از نرم‌افزار «پگاسوس» اشاره شده‌است.

جمهوری اسلامی با مانور بی‌حسابی که روی آن خبر و تحقیر و تخفیف نیروی نظامی کشوری که قدرت‌مندترین نیروی نظامی جهان است ـ اما بدون ضعف نیست و اساسا سیستم بدون ضعف وجود نداشته و نخواهد وجود داشت ـ  و صاحب بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، تلاش کرد برای خودش اعتبارکی دست‌وپا کند. اکنون نه می‌تواند هیچ خبر فیکی درباره آن منتشر کند و نه اساسا اگر اصل خبر هم یک «تله رسانه‌‌ای» از پیش‌ طراحی شده از سوی آمریکا ‌بوده‌باشد، چنان در این تله گیر افتاده‌ که نه راه پیش دارد و نه راه پس.

اما فرض بگیریم که اصل خبر یعنی زدن F35‌ ـ که بعد مشخص شد نبوده و جنگنده‌ای از نوع دیگر بوده ـ هم درست بوده و دو سرنشین آن سالم فرود آمده، یکی نجات پیدا کرده و دیگری در بیابان‌های ایران سرگردان است. کدام منطق انسانی و اخلاقی رفتار تحقیرآمیز درباره یک اسیرِ مفروض را توجیه می‌کرد؟

و دوم این‌که خلبانِ اسیر، یک برگ برنده و یک کارت بازی ارزش‌مند در دست هر یک از طرفین دعواست. مفروض که خلبانی در بیابان‌های ایران سرگردان باشد، منطق جنگ هم ایجاب می‌کند که همه ظرافت‌ها و ظرفیت‌ها برای نجات زنده او به‌کار گرفته شود. ظرافت‌هایی که رجز‌خوانی‌های تحقیرآمیز همه آن‌را به‌هم می‌زند که به هم زد و خلبان نجات یافت.

حالا آیا ترامپ حق دارد در پاسخ به سفیر اروپانشین ایران بگوید که نیازی به بردن شما به عصر حجر نیست،چون شما در قلب تمدن رفتاری بربرگونه و عصرحجری از خود نشان دادی؟!