کاریزما و کلام

هر چه ما را لقب دهند آنیم

خیابان حق مردم است

ع.م ع.م 30 فروردین · ع.م ·

غلامعلی حدادعادل ضمن تاکید بر نقش پررنگ مردم در تحولات اخیر، از شکل‌گیری سه‌گانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» سخن گفت و انتخاب قالیباف به‌عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده را نمادی از تحقق این رویکرد دانست.

به گزارش ایسنا، رئیس اسبق مجلس جمهوری اسلامی گفت: امروز دوگانه میدان و دیپلماسی که چندین سال قبل مطرح بود، با حضور باصلابت مردمی تبدیل به سه‌گانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» شده است.

به گفته او ابعاد این سه‌گانه امروز در ترکیب هیئت مذاکره‌کننده و مخصوصا در انتخاب و نقش محمدباقر قالیباف به‌عنوان رئیس آن مشهود و محسوس است.

حدادعادل ضمن تمجید از گفت‌وگوی تصویری قالیباف با مردم تاکید کرد: وحدت و همدلی در این سه گانه، برکات شگرفی برای ایران و انقلاب داشته و خواهد داشت.

وی همچنین درباره تعویق انتخابات شوراها یادآور شد: در این مقطع زمانی، تصمیم درست، خیابان را از آفت و آسیب صف‌بندی‌های سیاسی و انتخاباتی حفظ کرد تا این رخ‌داد ان‌شاءالله در «وقت و شرایط مناسب انتخاباتی» برگزار شود.
▪️
دیپلماسی خیابان را بیش از سه دهه پیش استراتژیست شاخص سیاسی معاصر «سعید حجاریان» با نظریه «فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا» مطرح کرد. این نظریه زمانی مطرح شد که بالا یا حاکمیت که در اقلیت بود، هیچ وقعی به خواست خیابان یا مردم نمی‌نهاد. 

نمونه بارز و شاخص آن، انتخابات ریاست‌جمهوری ۷۶ بود که تمام شواهد و قرائن حاکی از آن بود که نامزد «حاکمیت» علی‌اکبر ناطق‌نوری است. روزنامه ابرار یکی دو روز مانده به پایان زمان تبلیغات انتخاباتی در تیتر درشت از قول مرحوم مهدوی‌کنی رئیس جامعتین اعلام کرد که: «حدس می‌زنیم نظر مقام معظم رهبری به آقای ناطق‌نوری است». 

رهبری در آن زمان نه‌تنها این نظر را رد نکرد، بلکه در سخنانی تلویحا بر آن صحه هم گذاشت. سخنانی که در واکنش به ادعاهای هواداران خاتمی مطرح و اعلام می‌کرد: «رهبری نظری روی فرد خاصی ندارد» و رهبری در پاسخ به آن اعلام کرد: «مگر می‌شود رهبری نظر نداشته باشد؟» همین سخن یعنی نظر دارم و نظرم را هم رئیس جامعتین در روزنامه ابرار اعلام کرده و اگر غیر این بود آن‌را رد می‌کردم. 

برخلاف انتظار «بالا» در ۷۶ پایین رأی آورد، اما خاتمی اجازه پیاده‌سازی کامل و نهایی برنامه‌های‌اش را پیدا نکرد. ناگفته نماند که یکی از موانع اصلی اجرای برنامه‌های خاتمی رئیس «مجمع تشخیص مصلحت نظام» بود که تلاش می‌کرد جای‌گاه مجمع را نه به‌عنوان یک نهاد نظارتی و مشورتی، که یک نهاد اجرایی آن‌هم نه به موازات ریاست‌جمهوری که فراتر از آن بنشاند. 

اما موضع‌گیری‌های به‌موقع «حجاریان»‌ها او را مجبور به عقب‌نشینی کرد و بعد که او از سمت جامعتین کنار زده شد تازه به فکر اصلاح‌طلبان افتاد. هاشمی پس از ناکامی در برکشیدن مجمع، تلاش کرد شانس خود را در قامت ریاست دوباره قوه مقننه بیازماید تا از آن جای‌گاه امثال ابراهیم اصغرزاده، سعید حجاریان، محسن آرمین و مصطفی تاج‌زاده را نقره‌داغ کند که این‌بار «خیابان» و صندوق به او نه گفت. 

هاشمی البته با دست‌کاری که در آراء به بهانه بازشماری تعدادی از صندوق‌ها شد، نفر سی‌ام شد. اما چون نمی‌خواست روی صندلی نمایندگی بدون جای‌گاه ریاست بنشیند، استعفا داد که در نتیجه آن استعفا، همین جناب آقای «حدادعادل» به مجلس ششم راه‌یافت و از روی همان کرسی نمایندگی مجلس را وفق مراد خودش هدایت و در نهایت همه را به ردصلاحیت برای دوره بعدی کشاند تا خودش در جای‌گاه ریاست بنشیند. 

خیابان امروز هم در اختیار «بالا» نیست. فعلا در اختیار «مردم» هم نیست. اما به این قاعده وفادار بمانیم که در هر صورت: «خیابان مال مردم است».

شبکه‌های ماه‌واره‌ای در خبرهای‌ِشان اعلام کردند که خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ادعاهای ترامپ را «تقریبا» رد کرده‌است. اما من هرچه این خبرگزاری را بالا و پایین کردم به اصل خبر دست‌رسی پیدا نکردم.

چند نکته در این بررسی توجهم را جلب کرد. خبرگزاری میزان که برای دست‌رسی عموم مردم است و باید «راحت‌خوان» و سهل‌تر در دست‌رس باشد، بسیار طراحی شلوغ و کم‌سلیقه و خصوصا فونت بسیار «بدبین» و «بدخوان»ی دارد.

خبرهای آن هم با میان‌تیترها و تِرِم رنگی خنثی و کسل‌کننده تنظیم می‌شود، و بیش از آن‌که راه‌گشاه باشد «گم‌راه» کننده است.

خبرها پر از (تکرار می‌کنم) پر از غلط‌هایی املایی و نگارشیِ مشهود است.

در کنار همه این‌ها؛ خبرگزاری اختصاصی قوه قضاییه کارکرد‌ش اطلاع‌رسانی در حوزه خبرهای دادگستری و پرونده‌های قضایی و آموزش‌هایی در حوزه حقوق مدنی، حقوق قضایی، حقوق شهروندی و تلاش برای صیانت از سلامت این قوه با ایجاد باکس‌های نظرسنجی یا نظرگرفتن از مردم درباره حوزه‌های قضایی و شکایت یا رضایت از کادر قضایی و پاسخ‌دادن به آن‌ها باید باشد.  

این‌همه خبر ورزشی از همه ورزش‌ها در این خبرگزاری البته که اشکالی ندارد، اما باید در حاشیه باشد نه متن و مسلط بر خبرهای تخصص و اصلی این خبرگزاری.

اما نکته مهم این‌که جمهوری اسلامی خبرگزاری رسمی دارد. اکنون یک هیئت نمایندگی از سوی این نظام به پاکستان رفته که در مورد موضوع مهمی رایزنی و مذاکره، و احیانا مصالحه کند. این هیئت حتما تیم رسانه‌ای و مشاورانی کاربلد در حوزه اطلاع‌رسانی دارد یا باید داشته باشد.

اگر دارد پاسخ‌دادن به ادعاهای ترامپ، در چهارچوبی که منافع هیئت مذکور را نمایندگی و حمایت کند، وظیفه آن سخن‌گو یا روابط عمومی یا خود شخص آقای قالیباف آن‌هم در رسانه رسمی ایرنا است به‌نقل از منابع معتبر و شفاف.

این‌که یک نماینده مجلس یک اظهارنظری کند، نماینده دیگری اظهارنظر دیگری، تیم اطلاع‌رسانی دولت نظری، و سرانجام هم پاسخ‌گویی به ادعاهایی گزاف را خبرگزاری غیرمرتبط برعهده بگیرد، طراحی مناسبی برای قدرت چانه‌زنی بر سر میز مذاکره نیست و فقط دست رقیب را از کارت‌های قوی‌تر برای بازی به‌تر پر می‌کند.

این وضعیت در شرایطی قابل درک است که طرف مقابل یک بازی‌گر نامنطم و غیرقابل پیش‌بینی دارد و اظهارنظرها و مواضعی کاملا پرت‌و‌پلا اتخاذ می‌کند که سخن‌وران و نویسندگان دقیقی را برای پاسخ‌گویی مناسب به این پراکنده‌گویی‌ها می‌طلبد.

همین الان سکوت تیم مذاکره‌کننده در قبال این ادعاهای گزاف، و پاسخ آن‌ها از طرف نهادی دیگر می‌تواند به خبرسازی‌ها و شایعه‌پراکنی‌هایی که تنها سود رقیب را تأمین می‌کند دامن بزند. 

علی ربیعی دست‌یار رئیس‌جمهور در یادداشتی در ایرنا، ضمن برشمردن توانایی‌های قالیباف رئیس تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در پاکستان، شرط موفقیت او را فاصله‌گرفتن از تنگ‌نظری‌های سابق دانسته و به او توصیه کرده که برای موفقیت از همه نظر و مشاوره‌ها و از همه سلیقه‌ها کمک بگیرد. 

ربیعی برای آشنایی بیش‌تر هم قالیباف و هم خواننده به ذهن، به افق دید او به‌عنوان یک خلبان که بارها از زمین بلندشده و دنیا را از بالا و از منظری کلی با دید وسیع‌تری نسبت به بقیه دیده و دوباره هواپیما را روی زمین واقعیت نشانده و با جزئیات و واقعیت هم از نزدیک ارتباط داشته اشاره کرده است. 

وسعت دید قالیباف و تیم هم‌راه او ـ هرکس از هر جناح و سلیقه‌ای که می‌خواهد باشد ـ نهایتا از فراز تهران تا یزد و بندرعباس یا مثلا از فرودگاه بین‌المللی تهران تا فرودگاه کمال آتاتورک استانبول باشد. یا حتی تمام دور زمین. 

اما طرف مقابل در میز مداکره با قالیباف آن بخش از منظومه‌های آسمانی که کشف شده را دریجه تلسکوپ فضایی «جیمز‌وب» مونیتور می‌کند و همین چند روز پیش چند مسافر را به ماه فرستادند و به سلامت به زمین بازگرداندند تا از آن‌جا شرایط زندگی در کره‌ای دیگر را مطالعه کنند. 

قالیباف و تیم او در به‌ترین حالت جای‌گاه‌شان جای‌گاه پاپ‌های قرون وسطی ـ که اتفاقا پاپ فعلی هم پای‌اش را مثل آن‌ها از گلیم کلیسا درازتر کرده ـ و جای‌گاه طرف مقابل جای‌گاه گالیله و کپرنیک است. با این تفاوت که در آن زمان، توفق با کلیسا بود، حالا توفق با ترامپ است. توفق با تیک‌تنک‌هایی است که بر اساس نجوم گالیله به ترامپ مشاوره می‌دهند نه براساس اخترشناسی و طالع‌بینی قرون وسطی و عصر تاریکی. 

عمرش دراز باد که ۱۵ سال پیش در خشت‌خام می‌دید آن‌چه خیلی‌ها امروز در آینه هم قادر به دیدن آن نیستید که «کشور با رمل و اسطرلاب و جادو و جنبل» اداره می‌شود. 

آقای ربیعی! تا نگاه همان نگاهی باشد که مظلوم را فقط در غزه می‌بیند و به نسل‌کشی در دیگر نقاط دنیا از جمله سودان و ترکستان و چچن و داغستان و اوکراین ... کاری نداشته باشد که حتی «ابتکار عمل» هم بداند، تا قاعده سیاست بر توجیه وسیله برای هدفی که اتفاقا مقدس هم نیست بچرخد، خود سقراط هم در تیم قالیباف باشد بازنده است، جواد ظریف و بزرگ‌تر از او کاری از پیش نمی‌توانند ببرند. 

هدفی که کمونیست چینی که «کباب داغ حیوان زنده» دارند و در نهایت توحش حیوان زنده را گوشت می‌گیرند و کباب می‌کنند را برتر از یهودی می‌داند و می‌نشاند که شنبه مقدس و پرهیز و بالاخره به چهارچوبی ایمان دارند و همه یهودیان مومن و محافظه‌کار و آرام و مومن را با نتانیاهوی افراطی و واپس‌گرای صهیونیست که اتفاقا بیش‌ترین شراکت استراتژیک را با واپس‌گرایان شیعه‌ستیز و ناصبی غزه دارند یکی می‌انگارد. 

تا این هدف مبنای کار باشد و هرگونه غرب و مغرب و مظاهر غربی حتی روزنامه‌ای به‌نام «غرب» یا سایتی به‌نام «مغرب» یا رسانه‌ای به‌نام «باختر» هم تابو باشد، و همه‌ تقدس‌ها از نگاه شرق و مشرق‌نیوز و خاور و روسیه و چین و بلاروس و کره‌شمالی دیده شود، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و آش همین آش خواهد بود و کاسه همین کاسه. 

خوشبختانه ترامپ «آب‌باریکه» فروش نفتی که برای روسیه حدود ۴۰ روز پیش بازکرده بود را دوباره بست و معافیت‌های تحریمی این کشور متجاوز را لغو کرد. در این لغو معافیت درس‌های عبرت بزرگی است. او روسیه و اروپا را با این لغو معافیت توامان تنبیه کرد. روسیه نفتی که به التماس به بشکه‌ای ۴۰ دلار به چین می‌فروخت را ۲۰ دلار گران‌تر به اروپا می‌فروخت. اروپا هم نفتی که باید بالای ۱۰۰ دلار می‌خرید را ۲۰ تا ۳۰ دلار ارزان‌تر از روسیه می‌خرید. اما حالا با لغو معافیت هم روسیه به‌راحتیِ سابق نمی‌تواند نفت و گاز بفروشد و هم اروپا نمی‌تواند به همان ارزانی گیر بیاورد و بخرد. 

تنش در بازار انرژی دیگر آن‌طور که حسین شریعتمداری تصور می‌کرد، تن ترامپ را نمی‌لرزاند. تن کنگره آمریکا را هم. همین دیروز طرح محدودیت رئیس‌جمهور برای اقدام نظامی بدون اجازه کنگره رد شد. 

آقای ربیعی و آشنایان ربیعی! تصور این‌که اینترنت جهانی به روی شهروندان ایرانی بسته باشد و دنیا به دولت‌مردان جمهوری اسلامی اعتماد کند، تصور به‌شدت غلطی است، ولو این‌که فتوی داشته باشید که اینترنت حرام است. مگر شطرنج و ویدیو و ماهواره حرام و تابو و ممنوع نبود؟ 

جامعه اسلامی بی‌طبقه امروز به قول مسیح مهاجری شده‌است اقلیتی راکفلری و اکثریتی شعب‌ابی‌طالب‌نشین. همان اقلیت راکفلری این‌روزها سیم‌کارت سفید دارند و با آن ویدیوهای جاوید ... از ایران به ایننرنشنال و منوتو مخابره می‌کنند. 

تا پنجره گفت‌وگو با جهان به روی «مردم» بسته باشد، در بر همین پاشنه که می‌چرخد خواهد چرخید.   

صبح جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ رسانه‌های جمهوری اسلامی در خبری پر سروصدا به‌ نقل از روابط عمومی سپاه اعلام کردند که دومین جنگنده فوق‌پیشرفته اف-۳۵ آمریکایی در آسمان مرکزی ایران به‌دست سامانه پدافند پیش‌رفته هوافضای سپاه منهدم شد.

بلافاصله نیروهای هوایی ارتش آمریکا تصاویری از یک عملیات پیچیده برای نجات یک خلبان این هواپیما منتشر و اعلام کرد تلاش‌ها برای یافتن سرنشین دوم این هواپیما آغاز شده‌است.

شنبه ۱۵ فرودین و یک روز پس از این حادثه سفارت ایران در اتریش با لحنی فاتحانه با فرض این‌که خلبان گم‌شده به‌دست ایران افتاده یا نهایتا خواهد افتاد با تحقیر نوشت: «ترامپ انتظار دارد ایرانیان چگونه با خلبانان جت جنگنده‌ای که بر فراز کشورشان سرنگون شده، رفتار کنند؟ با همان بربریت عصر حجری که او به اجرای آن در ایران افتخار می‌کند؟ همان بربریتی که در ذهن بدوی خودش لانه کرده است؟ یا مانند مردم متمدنی که مجبور به تحمل جنگی شده‌اند که از سوی غارنشینان کاخ سفید و جنایت‌کاران جنگی خون‌خوار در تل‌آویو به آنها تحمیل شده است؟»

رئیس مجلس ایران نیز در توییتی فاتحانه این رفتار بربرگونه سفیر اروپانشین ایران را پی‌گرفت و نوشت: «پس از ۳۷ بار شکست‌دادن ایران به صورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آن‌ها آغاز کردند، از «براندازی» به «هی! کسی می‌تواند خلبانان ما را پیدا کند؟ لطفا؟» تنزل یافته است. چه پیش‌رفتی! نابغه‌های تمام‌عیار!»
▪️
خلبان بالاخره چند روز بعد بی‌سروصدا پیدا و به آمریکا منتقل شد. روز گذشته روزنامه تایمز از به‌کار بردن یک فناوری «فوق‌محرمانه» جدید و پیش‌رفته در یافتن خلبان آمریکایی در ایران خبر داد که توانسته با حذف تمام صداهای محیطی، از روی ضربان قلب، خلبان را در ارتفاعات ایران پیدا کند. در این گزارش به استفاده CIA از نرم‌افزار «پگاسوس» اشاره شده‌است.

جمهوری اسلامی با مانور بی‌حسابی که روی آن خبر و تحقیر و تخفیف نیروی نظامی کشوری که قدرت‌مندترین نیروی نظامی جهان است ـ اما بدون ضعف نیست و اساسا سیستم بدون ضعف وجود نداشته و نخواهد وجود داشت ـ  و صاحب بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، تلاش کرد برای خودش اعتبارکی دست‌وپا کند. اکنون نه می‌تواند هیچ خبر فیکی درباره آن منتشر کند و نه اساسا اگر اصل خبر هم یک «تله رسانه‌‌ای» از پیش‌ طراحی شده از سوی آمریکا ‌بوده‌باشد، چنان در این تله گیر افتاده‌ که نه راه پیش دارد و نه راه پس.

اما فرض بگیریم که اصل خبر یعنی زدن F35‌ ـ که بعد مشخص شد نبوده و جنگنده‌ای از نوع دیگر بوده ـ هم درست بوده و دو سرنشین آن سالم فرود آمده، یکی نجات پیدا کرده و دیگری در بیابان‌های ایران سرگردان است. کدام منطق انسانی و اخلاقی رفتار تحقیرآمیز درباره یک اسیرِ مفروض را توجیه می‌کرد؟

و دوم این‌که خلبانِ اسیر، یک برگ برنده و یک کارت بازی ارزش‌مند در دست هر یک از طرفین دعواست. مفروض که خلبانی در بیابان‌های ایران سرگردان باشد، منطق جنگ هم ایجاب می‌کند که همه ظرافت‌ها و ظرفیت‌ها برای نجات زنده او به‌کار گرفته شود. ظرافت‌هایی که رجز‌خوانی‌های تحقیرآمیز همه آن‌را به‌هم می‌زند که به هم زد و خلبان نجات یافت.

حالا آیا ترامپ حق دارد در پاسخ به سفیر اروپانشین ایران بگوید که نیازی به بردن شما به عصر حجر نیست،چون شما در قلب تمدن رفتاری بربرگونه و عصرحجری از خود نشان دادی؟!

رئیس‌جمهور آمریکا روز گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشیال مدعی شد: «تعداد زیادی نفت‌کش‌های خالی در حال حرکت به‌سمت ایالات متحده هستند تا نفت و گاز بارگیری کنند.»

در همین حال سنتکام هم ادعا کرده تمام ۲۸ کشتی‌ مین‌گذار نیروی دریایی جمهوری اسلامی را از بین برده و پس از آن دو ناوشکن موشک‌انداز نیروی دریایی این کشور از تنگه هرمز عبور کرده و تعیین شرایط برای پاک‌سازی مین‌ها از این آب‌راهه را آغاز کرده‌اند. سپاه پاسداران این ادعای سنتکام را رد کرده‌است.

پس از اعلام موافقت آمریکا با طرح ۱۰ ماده‌ای ایران به‌دنبال درخواست شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان از ترامپ برای تمدید دو هفته‌ای ضرب‌العجل خود، بازار انرژی به این موافقت واکنش مثبتی نشان داد و قیمت نفت که به حدود ۱۲۵ دلار در هر بشکه نزدیک شده بود، به زیر ۱۰۰ دلار کاهش یافت.

اکنون باید دید بازار انرژی به دو ادعای آمریکا، ادعای سپاه و هم‌چنین شکست مذاکرات میان نمایندگان ایران و ایالات متحده که ساعاتی پیش با ترک اسلام‌آباد از سوی هیئت آمریکایی اعلام شد چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرفی هنوز مشخص نیست آیا آتش‌بس دو هفته‌‌ای اعلام‌شده با وجود شکست مذاکرات به‌قوت خود باقی خواهد ماند یا دوباره آتش‌باری طرفین از سرگرفته خواهد شد. 

جی‌دی‌ونس نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکرات با نمایندگان جمهوری اسلامی پیش از ترک اسلام‌آباد در یک کنفرانس خبری ۴ دقیقه‌ای اعلام کرد که طرح پیشین با شکست مواجه شده و او طرحی روشن را روی میز گذاشته و به آمریکا بازمی‌گردد. این یعنی هنوز تمام مسیرهای مذاکراتی بسته‌نشده و از طرفی سخنان نمایندگان جمهوری اسلامی از طیف‌های مختلف هم نشان می‌دهد که تمایل کم‌تری به از سرگیری تنش و تمایل بیش‌تری به مذاکره دارند. 

اگرچه روز گذشته یک هیئت عالی نظامی از جمهوری اسلامی برای هم‌راهی و مشاوره به تیم مذاکراتی وارد اسلام‌آباد شده بود و این پالس‌هایی از آمادگی نظامی جمهوری اسلامی را مخابره می‌کرد. اما واکنش‌های دیپلماتیک اولیه پس از کنفرانس جی‌دی‌ونس هنوز تمایل به از سرگیری درگیری را مخابره نکرده‌اند. 

در همین حال کویت یک تیم بازرگانی بیش از ۲۰ نفره را به اتهام پول‌شویی بازداشت کرده‌است. این هم نشان می‌دهد که زیان برخی منافعی که از روابط پشت‌پرده نصیب برخی از شرکای تجاری جمهوری اسلامی از کمک به دورزدن تحریم‌ها می‌شد، از سود آن با توجه به طولانی‌شدن مدت تنش بیش‌تر شده و برخی کشورها با محاسبه این هزینه و فایده ترجیح داده‌اند به سیم آخر بزنند تا شاید جلوی فرار مشتریانی که نفت‌کش‌های‌شان را راهی برخی از منابع انرژی کمی دورتر کرده‌اند بگیرند. 

در هیچ‌کدام از این نشانه‌ها خبر خوبی برای جمهوری اسلامی نیست. اما از همه این‌ها بدتر این است که جمهوری اسلامی نزدیک به یک دهه مذاکره با آمریکا را به دلیل این‌که قاتل قاسم سلیمانی هستند به تابو تبدیل کرده‌بود. اکنون در کم‌تر از ۴۰ روز حاضرشدند به مذاکره با همان آمریکا به ریاست‌جمهوری همان ترامپی تن بدهند که در کشتن رهبر کشور دست داشته است. 

آن‌هم مذاکراتی که به ناکامی انجامید و نتیجه‌ای از آن حاصل نشد. پاگذاشتن در این «تله استراتژیکی» برای جمهوری اسلامی بسیار وخیم‌تر و هزینه‌برتر از شکست‌های تاکتیکی نظامی و مالی است.

اکنون قالیباف که حاضر نشد گرگ بالان‌دیده دیپلماسی را با خود ـ یا از غرور یا از ترس به اسلام‌آباد ببرد، چه پاسخی برای ثابتی، رسایی، ذوالقدر و وحیدی خواهد داشت؟ اگرچه او «سید محمود نبویان» را با خود همراه کرده‌بود تا برای خود حاشیه امنی نزد پایداری‌ها ایجاد کند، اما این‌بار انتقادها فقط معطوف به پایداری‌ها نیست و طیف بسیار وسیع‌تری را در بر می‌گیرد. 

با این اوصاف به نظر می‌رسد اهرم انرژی و نه فقط تنگه هرمز میزان بالایی از کارایی خود را برای جمهوری اسلامی از دست داد و اهرم رمزارز و حق عبور گرفتن از کشتی‌های عبوری هم بعید است بیش‌تر از چند ماه تاریخ انقضا داشته باشد.

زمان آبستن حوادثی غیرقابل پشت‌بینی است. اما برای جمهوری اسلامی نه بازگشت به شرایط پیشین ممکن است و نه پیش‌بینی و تصور تصویر شفافی برای آینده.  

در شرایطی که رویترز چهارشنبه اعلام کرده‌بود که هیئت‌های نمایندگی ایران و آمریکا برای مذاکره پیرامون دو طرح ۱۵ ماده‌ای آمریکا و ۱۰ ماده‌ای ایران، پنج‌شنبه ۲۰ فروردین وارد اسلام آباد می‌شوند، پاکستان نیز برای تأمین امنیت محل برگزاری نشست مذاکراتی نمایندگان دو طرف دو روز در پاکستان از امروز تعطیل عمومی اعلام کرد، اما به‌نظر می‌رسد هیئت ایرانی هنوز وارد اسلام‌آباد نشده‌است. 

خبرگزاری ایران ساعت ۲۳:۳۸ شام‌گاه پنج‌شنبه در خبر کوتاهی با عنوان «هشدار قالیباف: زمان رو به اتمام است» نوشت: محمدباقر قالیباف رئیس مجلس که ظهر پنج‌شنبه از پاسخ‌های شدید ایران و هزینه‌های شفاف برای دشمنان در صورت استمرار نقض آتش‌بس خبر داده بود، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس هشدار داد که زمان رو به پایان است.

به گزارش پنجشنبه‌شب ایرنا، قالیباف در پیام روز گذشته خود نیز تاکید کرده بود که آتش‌بس و مذاکره در صورت نقض بندهای چارچوب مورد توافق، معنایی ندارد.

به‌‌نظر نمی‌رسد که این هشدار قالیباف منعکس‌کننده تردید و ناخوش‌بینی هیئت‌ ایرانی به مذاکرات باشد. بلکه بیش‌تر می‌توان آن‌را در چهارچوب یک تهدید تلقی کرد که مثلا تا آخرین لحظه هم تردید داشتیم اما با اتفاقات و تضمین‌هایی ـ که هیچ‌گاه هم اعلام نمی‌شود چه بود ـ تردید ما برطرف شد. 

بن‌بست

ع.م ع.م 20 فروردین · ع.م ·

از شواهد چنین برمی‌آید که «محمدباقر قالیباف» جوان‌ترین نظامی ارشد میدان‌دیده از دوران جنگ ایران و عراق، که سمت‌های اجرایی در سطوح بالا (فرماندهی نیروی هوایی سپاه و فراجا در حوزه نظامی، شهرداری تهران و ریاست مجلس در حوزه اجرایی) داشته، مدیریت تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد را به‌عهده خواهد داشت.

اگر این خبر درست باشد، نشان می‌دهد خبر پیشین که به‌ درخواست پاکستان نام او از فهرست ترور آمریکا حذف شده هم درست بوده‌، و اکنون طرف مقابل با کسی مذاکره می‌کند که منت «جان» را بر سرش دارد.

به عبارت دیگر سایه داموکلسی بر سر قالیباف سنگینی می‌کند که انتخاب او عملا انتخاب بین «مرگ» و «زندگی» خواهد بود. به نظر من اگر «زندگی» را انتخاب کند، نه فقط برای «خودش»، که برای منطقه خاورمیانه و جهان انتخاب کرده و نام او به نیکی در کنار نام بزرگانی چون قائم‌مقام فراهانی در تاریخ ثبت خواهد شد.

 سخنان دیروز او که با وجود نقض سه بند از پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران دیگر «مذاکره معنی ندارد» هم در چهارچوب تهیه یک کارت برای میز مذاکره قابل صورت‌بندی و تحلیل است.

ترامپ پیش از آن‌که ایران را تهدید به بازگشت به عصر حجر کند، «ناتو» را تهدید به بازگشت به دوران پیشا جنگ جهانی دوم و خروج از پیمان آتلانتیک شمالی کرده بود. در پاسخ دبیرکل ناتو اعلام کرده‌بود به‌زودی عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود و چهارشنبه (روز پایان ضرب‌العجل ترامپ و توییت درخواست شهباز شریف برای تمدید دو هفته‌ای این ضرب‌العجل) با ترامپ، پیت هگست و مارکو روبیو دیدار خواهد کرد.

خبر این دیدار فوق‌العاده حساس با برجسته‌شدن خبر پذیرش آتش‌بس از سوی ایران (چون عراقچی رسما و بارها اعلام کرده بود آتش‌بس نمی‌پذیریم) به حاشیه رفت و افکار عمومی فراموش کرد که ترامپ یک دیدار حساس با «مارک روته» در پیش دارد و برای این دیدار به آرامش و خاطرجمعی نیاز دارد و ضمنا کارت‌های برنده‌ای هم برا‌ی آن دیدار نیاز دارد.

مقدمات آرامشِ ترامپ را شهباز شریف با آن توییت فراهم کرد. مدیرکل ناتو فردای توییت نخست‌‌وزیر پاکستان به کاخ سفید رسید. ترامپ در کمال آرامش با او مذاکره کرد و کارت پذیرش آتش‌بس از سوی ایران، و تیغ بران اسرائیل در لبنان را برای «روته» رو کرد و مدیرکل ناتو هم قبول کرد که حاضر به همکاری ناتو با آمریکا در خلیج فارس است. اما خبری  از کل این دیدار و توافقات آن مخابره نشد، یا شد و در حاشیه خبر آتش‌بس و چک‌وچانه‌ و کری و رجزهای پیش از آن به حاشیه رفت.

امروز اما رسانه‌ها بدون آن‌که اشاره به آن دیدار و توافقات احتمالی پشت‌پرده داشته باشند، از عدول ۱۸۰ درجه‌ای بریتانیا، آلمان و فرانسه و ... از مواضع پیشین که «جنگ خلیج فارس را جنگ آمریکا می‌دانستند» و اعلام آمادگی ‌آن‌ها برای اعزام نیرو به منطقه خبر می‌دهند.

آمریکا الان هم بعضی از اعضای ناتو و به‌مرور بقیه اعضا را در کنار خود دارد، هم در همین دو روز گذشته به اندازه کافی فرصت برای «ری‌استارت»‌کردن ارتش و شناسایی باگ‌ها و آپدیت آن‌ها و آمادگی بیش‌تر و به‌روزتر برای عبور از «کنترل بحران» به «مدیریت بحران» پیدا کرده و هم توانایی خود را در جبهه دیگری اثبات کرده است.

در این سو اما در آیین‌های ویژه چهلمین روز درگذشت رهبری نظام ـ که روز پایان عزای عمومی هم بود و دیگر بهانه‌ای برای در خیابان ماندن نیروهای ارزشی وجود ندارد ـ علیه قالیباف شعارک‌های داده شده. البته این شعارک‌ها برای تقویت جای‌گاه قالیباف موثر است. به‌شرط آن‌که این نظامی میدان‌دیده، قدر این کارت‌ها را بداند و وقتی به اسلام‌آباد سفر می‌کند، گرک بالان دیده دیپلماسی را هم همراه خود برده‌باشد.

والا با ماندن بر مواضع پیشین، بعید می‌دانم راه برگشتی به ایران از اسلام‌آباد هم برای او بماند، و امثال حدادیان، ثابتی، رسایی و ... چنان «مصاف»ی برای او تدارک خواهند کرد که ترجیح دهد مثل ابوشریف در همان پاکستان بماند.

جمهوری اسلامی با پای خود به تله‌ای استراتژیک گام نهاد که تنها با توسل به «عقل» می‌تواند از آن خارج شود. چیزی که نزد سران نظام تا کنون کم‌تر وجود داشته و شاهد آن بوده‌ایم. 
مرتبط:
آیا قالیباف بختیار می‌شود

رئیس مجلس جمهوری اسلامی تهاجم به لبنان، تجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنی‌سازی، را نقض سه بند کلیدی چارچوب ۱۰ ماده‌ای ایران عنوان و اعلام کرد با نقض این‌ها توافق و مذاکره بی‌معنا است.

به گزارش ایرنا، محمدباقر قالیباف در بیانیه‌ای نوشت: از همان ابتدا، ما روند جاری را با بی‌اعتمادی دنبال می‌کردیم و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، ایالات متحده آمریکا این بار نیز پیش از آغاز مذاکرات، تعهدات خود را نقض کرد.

وی افزود: همان‌گونه که رئیس‌جمهور ایالات متحده صراحتاً اعلام کرده‌است، طرح ده‌بندی جمهوری اسلامی ایران، پایه و چارچوب مبنای قابل کار و چارچوب پایه‌ای برای این گفت‌وگوها محسوب می‌شود. با این حال، تا این لحظه سه بند از این پیشنهاد نقض شده است:

۱- عدم پای‌بندی به بند اول طرح ده‌بندی در خصوص آتش‌بس لبنان. تعهدی که نخست‌وزیر شهباز شریف نیز صراحتاً به آن اشاره کرده و آن‌را «آتش‌بس فوری در همه‌جا از جمله لبنان و سایر مناطق، مؤثر بلافاصله» اعلام نموده است.

۲- ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران که در شهر لار در استان فارس منهدم شد و نقض آشکار بند ممنوعیت هر گونه تجاوز مجدد به حریم هوایی ایران است.

۳- انکار پذیرش حق غنی‌سازی ایران، که بند ششم این چارچوب بود.

وی ادامه داد: اکنون همان «چارچوب پایه‌ای برای مذاکره» نیز حتی پیش از آغاز مذاکرات، سه بند کلیدی آن به‌صورت علنی و آشکار نقض شده است.

در چنین شرایطی، نه آتش‌بس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات.
◾️
در بیانیه شعام هم که روز گذشته منتشر شد، مشخصا تأکید شده بود که این مذاکرات با بی‌اعتمادی کامل به طرف آمریکایی از روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام‌آباد آغاز خواهد شد.

وقتی بیانیه رسمی شعام رسما از بی‌اعتمادی کامل به طرف مذاکره سخن می‌گوید و نسخه‌های منتشرشده آن روایت واحدی ندارد، مشخص است که این ادعاها فارغ از داوری درباره نتیجه آن، در ابتدائیات هم متزلزل است و بیش‌تر یک تله استراتژیک به‌نظر می‌رسد تا چارچوبی برای توافق و صلح.