میشود یا خوشبینی بسیار بالا فرض گرفت که تنها ۱٪ از جمعیت جهان از هر عقیده و باوری با «فرزندآوری» مشکل دارند. درصد، خیلی کمتر از این است اما در بهترین حالت و دستبالا میشود فرض گرفت که یکدرصد. ۹۹٪ بقیه، هم آروزی پدر و مادر شدن دارند، و هم علاقه به داشتن فرزندان بیشتر، خانواده گستردهتر، خواهر و برادر بیشتر و بعد خاله، عمه، عمو و دایی بیشتر.
اما از این ۹۹٪ جمعیت قابلتوجهی به سرنوشت و سلامتی، آینده، رفاه، اشتغال، تحصیل و خلاصه «کیفیت» زندگی فرزند، بسیاربسیار بیشتر از تعداد و «کمیت» آن توجه میکنند. به همین خاطر طرح «تنظیم خانواده» که در سالهای دهه ۷۰ در ایران اجرا شد، از سوی اغلب قریب به اتفاق خانوادهها مورد استقبال قرار گرفت. حتی برخی زوجها تن به پذیرش جراحی مختصری در دستگاه تناسلی برای عقیمشدن دائمی هم دادند. شاید مختصری پشیمان هم شده باشند، اما عموما راضی بودند.
این طرح البته در میان حوزویان مخالفان جدی داشت. ولی چون حاکمیت یکصدا با آن همراه بودند، مخالفخوانیهای مختصر حوزویان شنیده نشد.
طرحهای تشویقی برای فرزند کمتر، تنها توزیع وسایل جلوگیری از بارداری مثل قرص و کاندوم رایگان، و عمل جراحی رایگان بستن لولهها برای عقیمسازی دائمی بود. هیچ وام، زمین، مسکن، سپردهگذاری، سهمیه معافیت یا تسهیلات دیگری در کار نبود.
نتایج این طرح خودش همه پاداش و کیفیت برتر و بهتر زندگی بود. پدری که یک یا نهایتا دو فرزند داشت، مجبور نبود سه شیفت سرکار برود. مادری که یک یا نهایتا دو فرزند داشت بهتر و بیشتر میتوانست برای فرزند یا فرزنداناش وقت بگذارد. مدارس لازم نبود دو شیفته و سه شیفته شود. در نتیجه کیفیت آموزش بهتر میشد. همین کیفیت به آموزش عالی نیز تسری پیدا میکرد. یعنی کلاسهای دانشجویی خلوتتر و وقت بهینهتری برای تعامل استاد و دانشجو در دانشگاهها.
دانشآموختگانِ کمتر هم، فرصت شغلی بیشتری داشتند. پزشکان و پرستاران و کادر درمانی که در آن فضاهای بهینه تربیت میشدند، خدماتشان هم بهیهتر بود و تعداد بیماران هم طبیعتا کاهش مییافت. و نیاز به افزایش فضاهای کالبدی درمانی و بهقول سپهری «رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ» نبود.
بر همین قیاس؛ ترافیک، آلودگی، مصرف، بیماری، و ... کمتر بود، مسکن، تولید، اشتغال، تعلیم و تربیت و ... هم به اندازه، با کیفیت و متناسب میان شهروندان توزیع میشد. اینها تازه بخش بسیار کوچکی از نتایج ارزشمند طرح «تنظیم خانواده» بود.
اما سوگوارانه دولت هاشمی رفسنجانی در کنار این طرح بسیار ارزشمند، طرح فوقالعاده مخرب و بسیار ویرانگر «مدرکفروشی» در قالب مدارس نمونه مردمی، مدارس غیرانتفاعی، مدارس شاهد، و ... در آموزش و پرورش، و دانشگاه آزاد، دورههای شبانه، دانشگاه پیام نور، دانشگاههای علمی کاربردی، دانشکدههای فنی و ... در آموزش عالی ایجاد کرد. احمدینژاد ظرفیت همه اینها، خصوصا پیامنور را چندین برابر افزایش داد. از تولید به مصرف، جوهر مدرک خشک نشده از پشت میز دانشجویی بلند شده روی صندلی استادی مینشستی.
نتایج آن طرح ویرانگر، اکنون گریبانگیر جامعه شدهاست. بیش از نیمی از جمعیت جوان و توانای کشور «مدرک» دارند و کار در بنگاههای تولیدی را کسر شأن خود و خانواده خود میدانند، و دربهدر دنبال «میز» میگردند که پشت آن بنشینند و ماهانه حقوق بگیرند.
با وجود اینکه از سال ۵۷ به این سو، ساختار دولت در ایران بسیاربسیار فربه، و میزهای بسیاربسیار زیادی به میزهای مورد نیاز کشور اضافه شده، اما به هیچعنوان میزان افزایش «میز» به گردپای میزان افزایش «مدرک» نمیرسد. خط تولید مدرک و تحویل به مشتری، به علت «تقاضا»ی بالا، به بستهبندی و خشکشدن امضا نرسیده، تحویل میشود، در مقابل خط تولید «میز» به علت فقدان نیروی انسانی کافی هر روز کمتر از دیروز، هر هفته کمتر از هفته و هر ماه و هر سال هم کمتر از بازه زمانی پیش از خودش شده، و این سیکل معیوب در دو سر ادامه دارد.
به این دو سیکل معیوب در دوره احمدینژاد، سیکل معیوب «جوانی جمعیت» هم اضافه شد، اما خوشبختانه با وجود همه وعده و وعیدها، رانت، معافیتها، وامها و سیاستهای تشویقی و تنبیهی و ... نهتنها مورد استقبال مردم قرار نگرفت، که روند باروری، و ازدواج کاهش پیدا کرد، سن ازدواج و گرایش به ازدواجِ بدون فرزند یا ازدواج سفید و سایر اشکال همسقف یا همآغوشیهای بدون باروری افزایش یافت.
اینها نتایج ویرانگری در ادامه بهدنبال خواهد داشت. اما از همین الان هم افزایش میزان افسردگی، اعتیاد، جرم و جنایت، زندانی، و ... و به همان نسبت زندان و دادگاه و کادر قضایی و وکیل و ... فساد ویرانگری را در پی داشته است.
با وجود همه این شواهد که نشان میدهد «طراوت و جوانی جامعه» با کمیت نسل افزایش نمییابد و این کمیت باید همراه با کیفیت و خدمات متناسب با ردههای سنی مختلف از نوزادی تا کهنسالی باشد، اما مرغ حاکمیت در بدترین شرایط هم یک پا دارد و «فرزندآوری» در «ثریا» هم باشد باز زمامداران جمهوری اسلامی بهدنبال آن میروند.
آرشیو فروردین 1405
پستهای منتشر شده در فروردین 1405
صبح جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ رسانههای جمهوری اسلامی در خبری پر سروصدا به نقل از روابط عمومی سپاه اعلام کردند که دومین جنگنده فوقپیشرفته اف-۳۵ آمریکایی در آسمان مرکزی ایران بهدست سامانه پدافند پیشرفته هوافضای سپاه منهدم شد.
بلافاصله نیروهای هوایی ارتش آمریکا تصاویری از یک عملیات پیچیده برای نجات یک خلبان این هواپیما منتشر و اعلام کرد تلاشها برای یافتن سرنشین دوم این هواپیما آغاز شدهاست.
شنبه ۱۵ فرودین و یک روز پس از این حادثه سفارت ایران در اتریش با لحنی فاتحانه با فرض اینکه خلبان گمشده بهدست ایران افتاده یا نهایتا خواهد افتاد با تحقیر نوشت: «ترامپ انتظار دارد ایرانیان چگونه با خلبانان جت جنگندهای که بر فراز کشورشان سرنگون شده، رفتار کنند؟ با همان بربریت عصر حجری که او به اجرای آن در ایران افتخار میکند؟ همان بربریتی که در ذهن بدوی خودش لانه کرده است؟ یا مانند مردم متمدنی که مجبور به تحمل جنگی شدهاند که از سوی غارنشینان کاخ سفید و جنایتکاران جنگی خونخوار در تلآویو به آنها تحمیل شده است؟»
رئیس مجلس ایران نیز در توییتی فاتحانه این رفتار بربرگونه سفیر اروپانشین ایران را پیگرفت و نوشت: «پس از ۳۷ بار شکستدادن ایران به صورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آنها آغاز کردند، از «براندازی» به «هی! کسی میتواند خلبانان ما را پیدا کند؟ لطفا؟» تنزل یافته است. چه پیشرفتی! نابغههای تمامعیار!»
▪️
خلبان بالاخره چند روز بعد بیسروصدا پیدا و به آمریکا منتقل شد. روز گذشته روزنامه تایمز از بهکار بردن یک فناوری «فوقمحرمانه» جدید و پیشرفته در یافتن خلبان آمریکایی در ایران خبر داد که توانسته با حذف تمام صداهای محیطی، از روی ضربان قلب، خلبان را در ارتفاعات ایران پیدا کند. در این گزارش به استفاده CIA از نرمافزار «پگاسوس» اشاره شدهاست.
جمهوری اسلامی با مانور بیحسابی که روی آن خبر و تحقیر و تخفیف نیروی نظامی کشوری که قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است ـ اما بدون ضعف نیست و اساسا سیستم بدون ضعف وجود نداشته و نخواهد وجود داشت ـ و صاحب بزرگترین اقتصاد جهان، تلاش کرد برای خودش اعتبارکی دستوپا کند. اکنون نه میتواند هیچ خبر فیکی درباره آن منتشر کند و نه اساسا اگر اصل خبر هم یک «تله رسانهای» از پیش طراحی شده از سوی آمریکا بودهباشد، چنان در این تله گیر افتاده که نه راه پیش دارد و نه راه پس.
اما فرض بگیریم که اصل خبر یعنی زدن F35 ـ که بعد مشخص شد نبوده و جنگندهای از نوع دیگر بوده ـ هم درست بوده و دو سرنشین آن سالم فرود آمده، یکی نجات پیدا کرده و دیگری در بیابانهای ایران سرگردان است. کدام منطق انسانی و اخلاقی رفتار تحقیرآمیز درباره یک اسیرِ مفروض را توجیه میکرد؟
و دوم اینکه خلبانِ اسیر، یک برگ برنده و یک کارت بازی ارزشمند در دست هر یک از طرفین دعواست. مفروض که خلبانی در بیابانهای ایران سرگردان باشد، منطق جنگ هم ایجاب میکند که همه ظرافتها و ظرفیتها برای نجات زنده او بهکار گرفته شود. ظرافتهایی که رجزخوانیهای تحقیرآمیز همه آنرا بههم میزند که به هم زد و خلبان نجات یافت.
حالا آیا ترامپ حق دارد در پاسخ به سفیر اروپانشین ایران بگوید که نیازی به بردن شما به عصر حجر نیست،چون شما در قلب تمدن رفتاری بربرگونه و عصرحجری از خود نشان دادی؟!
سیدحسین پورمیرغفاری، که به موسوی تبریزی معروف بود یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ در سن ۷۹ سالگی درگذشت.

موسوی تبریزی زاده ۱۳۲۶ در تبریز استاد سطوح عالی حوزه و دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بود. وی همچنین نماینده مجلس و دادستان کل انقلاب اسلامی بوده است.
وی سال ۱۳۴۱ راهی حوزه علمیه قم شد و ۳ سال پس از آن در ۱۳۴۵ به نجف رفت و در کلاسهای درس خمینی و خوئی شرکت، و پس از دو سال به ایران بازگشت.
پس از بازگشت به ایران با دختر حسین نوری همدانی ازدواج کرد.
موسوی تبریزی، پس از انقلاب ۵۷ در سال ۱۳۵۸ رئیس کل دادگاههای انقلاب اسلامی در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، و در نخستین و سومین دوره نماینده مردم تبریز در مجلس بود.
او از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ نیز دادستان کل انقلاب اسلامی بود.
حسین نوری همدانی پدر همسر این فقید متولد ۱۳۰۴ و اکنون ۱۰۱ ساله است.
رئیسجمهور آمریکا روز گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشیال مدعی شد: «تعداد زیادی نفتکشهای خالی در حال حرکت بهسمت ایالات متحده هستند تا نفت و گاز بارگیری کنند.»
در همین حال سنتکام هم ادعا کرده تمام ۲۸ کشتی مینگذار نیروی دریایی جمهوری اسلامی را از بین برده و پس از آن دو ناوشکن موشکانداز نیروی دریایی این کشور از تنگه هرمز عبور کرده و تعیین شرایط برای پاکسازی مینها از این آبراهه را آغاز کردهاند. سپاه پاسداران این ادعای سنتکام را رد کردهاست.
پس از اعلام موافقت آمریکا با طرح ۱۰ مادهای ایران بهدنبال درخواست شهباز شریف نخستوزیر پاکستان از ترامپ برای تمدید دو هفتهای ضربالعجل خود، بازار انرژی به این موافقت واکنش مثبتی نشان داد و قیمت نفت که به حدود ۱۲۵ دلار در هر بشکه نزدیک شده بود، به زیر ۱۰۰ دلار کاهش یافت.
اکنون باید دید بازار انرژی به دو ادعای آمریکا، ادعای سپاه و همچنین شکست مذاکرات میان نمایندگان ایران و ایالات متحده که ساعاتی پیش با ترک اسلامآباد از سوی هیئت آمریکایی اعلام شد چه واکنشی نشان خواهد داد.
از طرفی هنوز مشخص نیست آیا آتشبس دو هفتهای اعلامشده با وجود شکست مذاکرات بهقوت خود باقی خواهد ماند یا دوباره آتشباری طرفین از سرگرفته خواهد شد.
جیدیونس نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا برای مذاکرات با نمایندگان جمهوری اسلامی پیش از ترک اسلامآباد در یک کنفرانس خبری ۴ دقیقهای اعلام کرد که طرح پیشین با شکست مواجه شده و او طرحی روشن را روی میز گذاشته و به آمریکا بازمیگردد. این یعنی هنوز تمام مسیرهای مذاکراتی بستهنشده و از طرفی سخنان نمایندگان جمهوری اسلامی از طیفهای مختلف هم نشان میدهد که تمایل کمتری به از سرگیری تنش و تمایل بیشتری به مذاکره دارند.
اگرچه روز گذشته یک هیئت عالی نظامی از جمهوری اسلامی برای همراهی و مشاوره به تیم مذاکراتی وارد اسلامآباد شده بود و این پالسهایی از آمادگی نظامی جمهوری اسلامی را مخابره میکرد. اما واکنشهای دیپلماتیک اولیه پس از کنفرانس جیدیونس هنوز تمایل به از سرگیری درگیری را مخابره نکردهاند.
در همین حال کویت یک تیم بازرگانی بیش از ۲۰ نفره را به اتهام پولشویی بازداشت کردهاست. این هم نشان میدهد که زیان برخی منافعی که از روابط پشتپرده نصیب برخی از شرکای تجاری جمهوری اسلامی از کمک به دورزدن تحریمها میشد، از سود آن با توجه به طولانیشدن مدت تنش بیشتر شده و برخی کشورها با محاسبه این هزینه و فایده ترجیح دادهاند به سیم آخر بزنند تا شاید جلوی فرار مشتریانی که نفتکشهایشان را راهی برخی از منابع انرژی کمی دورتر کردهاند بگیرند.
در هیچکدام از این نشانهها خبر خوبی برای جمهوری اسلامی نیست. اما از همه اینها بدتر این است که جمهوری اسلامی نزدیک به یک دهه مذاکره با آمریکا را به دلیل اینکه قاتل قاسم سلیمانی هستند به تابو تبدیل کردهبود. اکنون در کمتر از ۴۰ روز حاضرشدند به مذاکره با همان آمریکا به ریاستجمهوری همان ترامپی تن بدهند که در کشتن رهبر کشور دست داشته است.
آنهم مذاکراتی که به ناکامی انجامید و نتیجهای از آن حاصل نشد. پاگذاشتن در این «تله استراتژیکی» برای جمهوری اسلامی بسیار وخیمتر و هزینهبرتر از شکستهای تاکتیکی نظامی و مالی است.
اکنون قالیباف که حاضر نشد گرگ بالاندیده دیپلماسی را با خود ـ یا از غرور یا از ترس به اسلامآباد ببرد، چه پاسخی برای ثابتی، رسایی، ذوالقدر و وحیدی خواهد داشت؟ اگرچه او «سید محمود نبویان» را با خود همراه کردهبود تا برای خود حاشیه امنی نزد پایداریها ایجاد کند، اما اینبار انتقادها فقط معطوف به پایداریها نیست و طیف بسیار وسیعتری را در بر میگیرد.
با این اوصاف به نظر میرسد اهرم انرژی و نه فقط تنگه هرمز میزان بالایی از کارایی خود را برای جمهوری اسلامی از دست داد و اهرم رمزارز و حق عبور گرفتن از کشتیهای عبوری هم بعید است بیشتر از چند ماه تاریخ انقضا داشته باشد.
زمان آبستن حوادثی غیرقابل پشتبینی است. اما برای جمهوری اسلامی نه بازگشت به شرایط پیشین ممکن است و نه پیشبینی و تصور تصویر شفافی برای آینده.

آنقدر حواس خبرگزاریهای جمهوری اسلامی به لبنان است که یادشان میرود خبرهای همسایه کنار دستشان که اتفاقا بقاع متبرکه ۴ امام شیعه هم در آن است را کار کنند. بالاخره پیامبر هم گفته بود آنقدر توصیه در مورد همسایه شد که من گمان کردم مشمول ارث هم خواهد شد.
ولی چه میشود کرد با رسانههای جمهوری اسلامی که علاقهمند لبنان بیشتراند تا ترکیه!!!
جاودانیاد بهرام بیضایی در سالهای ابتدای جمهوری اسلامی فیلمی با نگاهی انسانی به جنگ ساخته بود بهنام «باشو غریبه کوچک». این فیلم به سفارش «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» ساخته شد.
پس از ساخت و تدوین نهایی، کمال خرازی که آن زمان (اگر اشتباه نکنم) رئیس وقت کانون بود تهدید کرده بود که اگر این فیلم اکران شود، خودم را جلو ساختمان مرکزی کانون آتش میزنم.
بهرام بیضایی پنجم دیماه ۱۴۰۴ کیلومترها دور از وطن و میهن که عاشقانه دوستاش داشت، جاودانه شد و در همانجا هم بهخاک سپرده شد.
معاون رئیسجمهور آمریکا از گفتوگوهای بدون نتیجه در اسلام آباد خبر داد.

به گزارش ایسنا به نقل از الجزیره، جیدیونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که مذاکرات با ایران پس از ساعتها گفتوگو بدون دستیابی به توافق به پایان رسید.
وی اذعان کرد که با وجود تلاشهای میانجیگرانه، از جمله نقش هیئت پاکستانی در نزدیککردن دیدگاهها، طرفین به توافقی قابلقبول دست نیافتهاند.
ونس گفت: ما به دنبال شواهد روشن و قوی هستیم که نشان دهد ایران به دنبال سلاحهای هستهای نیست.
معاون رئیسجمهور آمریکا اظهار کرد: واشنگتن پیشنهادهای خود را ارائه کرده، اما ایران این شروط را نپذیرفته است.
شبکه المیادین گزارش داد که هیئت آمریکایی پاکستان را ترک کرد.
مرتبط:
مذاکره میکنیم، اما نظام حفظ نمیشود
خبرخوانی
· · ۱۵ فروردین ۱۴۰۵: والاستریت ژورنال: میانجیها اعلام کردند تلاشهای کشورهای منطقه بهرهبری پاکستان برای دستیابی به آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی به بنبست رسیدهاست. تهران بهطور رسمی اعلام کرده حاضر نیست در روزهای آینده با مقامهای آمریکایی در اسلامآباد دیدار کند.
◾️
۱۸ فروردین ۱۴۰۵: محسن رضایی: جمهوری اسلامی با «ضربات کوبنده» برای آمریکا روزهای سیاهی رقم زد.
▪️
مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا: حملات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز جهان را تحت تأثیر قرار داد.
▪️
مارکو روبیو: جمهوری اسلامی به قوانین و قواعد اعتقادی ندارد و حامی دولتی تروریسم است.
◾️
۲۰ فروردین ۱۴۰۵: صدراعظم آلمان در گفتوگو با ترامپ: آماده کمک به امنیت تنگه هرمز پس از توافق صلح هستیم.
▪️
صدراعظم آلمان: برنامهای برای محدودیت استفاده نیروهای آمریکا از پایگاهها وجود ندارد.
▪️
وضعیت خاورمیانه نیازمند واکنش برلین بهویژه در حوزه انرژی است.
◾️
وزارت خارجه روسیه حمله اسرائیل به لبنان را بهشدت محکوم کرد و خواستار آتشبس فوری شد.
▪️
فرمانده سپاه قدس: عاملان جنایت در لبنان مجازات میشوند.
▪️
آمریکا و اسرائیل میگویند لبنان هرگز بخشی از توافق آتشبس نبودهاست.
▪️
وزیر خارجه بریتانیا: افزودن لبنان به توافق آتشبس برای امنیت سراسر منطقه مفید است.
▪️
نتانیاهو: دستور دادهام در اسرع وقت مذاکرات مستقیم با لبنان برای صلح و خلع سلاح حزبالله آغاز شود.
▪️
ترامپ: تا وقتی توافق واقعی و کامل اجرا شود، نیروهای ما در خاورمیانه میمانند. اگر ایران به توافق آتشبس عمل نکند، حملات شدیدتر از قبل از سر گرفته میشوند.
▪️
پزشکیان: حمله به لبنان نقض آشکار توافق اولیه آتشبس است.
توییت صفحه ارتش روسیه در شبکه جهانی X و نقلی از پوتین رئیسجمهور این کشور مبنی بر «رد ادعاها درباره برنامهریزی برای حمله به اروپا» مصداق عینی اراجیف و خبرهای «رجفهدار» و ایسنا که این اراجیف را بازنشر کرده به تعبیر قرآن مصداق «مرجفون» است.
در «خبر» و «خبرگزاری» شبههناکنبودن منبع خبر، بسیار بسیار مهمتر از پاکبودن منبع درآمد یا منبع مالی است. هر خبری را نباید بلافاصله و بدون پرسش و بررسی بازنشر کرد.
پوتین ادعایی مطرحکرده. آیا این یک توییت مستقل بوده، یا در پاسخ به پستی ریتوییت شده؟ آیا درون این توییت لینکی هم برای اشاره به ادعا بارگزای شدهاس یا نه؟ اگر پوتین ادعای خود را بدون سند، لینک و فکت منتشرکرده، آیا ایسنا به آن ادعاها که پوتین در پاسخ به آنها مدعایی مطرح و صفحه ارتش روسیه آنرا توییت کرده دسترسی داشته یا نداشتهاست؟
اگر داشته، چرا در پیشینه خبر به آن ادعاها که کِی؟ از سوی چه کسی؟ یا چه مرجعی؟ یا چه کشوری؟ یا ... مطرح شده اشارهای نکردهاست؟
آنچه از این خبر برمیآید آن است که رئیسجمهور روسیه ادعایی ساخته ذهن خودش را تکذیب و آنرا «کاملاً ساختگی» دانستهاست.
چکیده خبر ایسنا این است: «ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در اظهاراتی رسمی اعلام کرد که این کشور هیچگونه قصدی برای حمله به اروپا ندارد و چنین ادعاهایی را «دروغ» و «ساختگی» توصیف کرد.
طبق گزارش صفحه ارتش روسیه در پلتفرم ایکس، وی تأکید کرد که روسیه هرگز برنامهای برای اقدام نظامی علیه کشورهای اروپایی نداشته»
ایسنا در پیشینه خبر آورده: «تنش میان روسیه و کشورهای غربی از زمان آغاز عملیات نظامی مسکو در اوکراین در سال ۲۰۲۲ بهطور بیسابقهای افزایش یافته است. ناتو طی ماههای اخیر بارها درباره احتمال گسترش درگیری هشدار داده و در مقابل، روسیه تأکید کرده است که اقدامات غرب، از جمله ارسال تسلیحات سنگین به اوکراین، امنیت اروپا را بیش از پیش تهدید میکند.»
اولا که عملیات نظامی مسکو در اوکراین نبود و تجاوز رسمی بود. مجمع عمومی سازمان ملل همانزمان در قطنامهای با رأی بالا آنرا محکوم کرد. پس خبر میتواند بدون قضاوت مستند به محکومیت یک نهاد بینالمللی و باید از واژه «تجاوز» استفاده و آن تجاوز را با استفاده از کلمه «عملیات» توجیه یا سفیدشویی نکند.
دوم در این خبر صرفا به تنش میان روسیه و اروپا اشاره شده که سابقهای دستکم ۷۰ ساله از جنگ جهانی دوم به این سو و بعد جنگ سرد دارد. تنش میان اوکراین و روسیه هم دستکم سابقهای ۱۰ ساله دارد و پس از یکبار تصرف یکی دو استان اوکراین از سوی روسیه، در ۲۰۲۲ این تنش «تمامعیار» شد.
پوتین بازنده تمامعیار نبرد هم در میدان اوکراین و هم در میدان اقتصاد جهانی، تلاش میکند با انتشار این توییتها برای خود «توجه»کی دستوپا کند. ایسنا که منتشرنکردن این خبر برایاش زیانی نداشت، و منتشرکردن آن برایاش سودی ندارد، چرا بیجهت آبروی اندک رسانهای خود را بهحراج میگذارد؟
دُشنام ندهیم
· · إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ، من خوش ندارم كه شما دشنامدهنده باشيد. اگر كردارشان را تعريف، و حالات آنان را بازگو مىكرديد، به سخن راست نزديکتر، و عذرپذيرتر بود.
وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ، حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ.
خوب بود بهجاى دشنام آنان مىگفتيد: خدايا خون ما و آنها را حفظ كن! بين ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت كن! تا آنانكه جاهلاند، حق را بشناسند، و آنانكه با حق مىستيزند پشيمانشده بهحق باز گردند.
©️نهجالبلاغه.خطبه ۲۰۶